نگاهی به 7 سال دیپلماسی خارجی احمدی نژاد/
از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی،امام خمینی (ره) با تاکید بر شعار «نه شرقی،نه غربی» بر ضرورت استقلال نظام جمهوری اسلامی ایران از قدرتهای بینالمللی تاکید کردند.
*تنش زدایی و پاسخ غرب
پس از پایان جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران،قدرتهای جهانی و نظام بینالملل دو دوره مشابه را در عرصه سیاست خارجی در دولتهای سازندگی و اصلاحات تجربه کردند و در هر دو دوره بر ضرورت تنش زدایی و برقراری رابطه فعال با غرب تاکید می شد.
اما جهت گیری اصلی قدرتهای مؤثر غربی بر خلاف سیاست خارجی اعلامی از سوی ایران بود و آمریکا ایران را به همراه کره شمالی و عراق در محور شرارت قرار داد امری که تغییرات ژئوپلیتیک در عرصه خاورمیانه(حمله آمریکا به افغانستان و عراق) آن را آشکارتر می ساخت.
*عقب نشینی ایران، پیشروی غرب
با پدید آمدن واقعه 11 سپتامبر و اوج گیری پرونده هستهای ایران که در کانون رابطه ایران با غرب قرار داشت، عملا سیاست تنش زدایی با بلوک غرب به بن بست رسید.
در سالهای بین 2003 تا 2005 و حضور بیش از یکصد و 50 هزار نظامی آمریکایی در مرزهای ایران و تهدیدات پیاپی برای انجام عملیات نظامی بر ضد سایتهای هستهای کشورمان نیاز به یک جهت گیری تهاجمی در عرصه سیاست خارجی ایران به شدت احساس میشد،با این حال تاکید دولت وقت اصلاحات بر مذاکرات هستهای با غرب منجر به تعلیق کامل فعالیتهای هستهای ایران شد و دیپلماسی پنهان دولت خاتمی با دولت جرج بوش به ارسال نامهای مبنی بر خلع سلاح کامل حزبالله و تعطیلی تمام برنامههای هستهای در مقابل تضمیین امنیتی متقابل برای عدم حمله نظامی به ایران منجر شد.
با این حال امتیازات فوق نه تنها از جنبه تهاجمی سیاست خارجی غرب کم نکرد بلکه منجر به درخواستهای جدید در مذاکرات طرفین شد و نشان داد سیاست امتیاز دهی تنها به عقب نشینی بیشتر خواهد انجامید.
*احمدی نژاد ورق را بر می گرداند
پیروزی محمود احمدینژاد رئیس جمهور اسلامی ایران در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 نوید تغییرات جدید در عرصه سیاست خارجی ایران را میداد.
تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین تیم مذاکره کننده هستهای و تاکید بر آغاز هر چه سریعتر فعالیتهای هستهای ایران از جمله راهبردهای جدید دولت احمدینژاد بود.
این راهبرد جدید به زودی و در عمل خود را با راه اندازی کامل تاسیسات هستهای نطنز، گسترش تاسیسات غنی سازی و تاکید بر عدم هر گونه امتیاز دهی بیهوده در چارچوب مذاکرات نشان داد.
در مقابل غرب نیز تلاش کرد تا با ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری تحریمهای متناوب از اراده ایران برای پیگیری برنامه هستهای خود جلوگیری کند. اما تاکید دولت احمدینژاد بر ضرورت پیگیری برنامه هستهای چنین برنامهای را با شکست روبرو کرد.
*هشت به دو به نفع احمدی نژاد
از دیگر ویژگیهای دیپلماسی سیاست خارجی دولت نهم تلاش برای حضور جدیتر در مجامع بینالمللی بود، احمدینژاد در طول سالهای ریاست جمهوری خود عملا در هر 8 دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور یافت و این در حالی است که هاشمی رفسنجانی در هیچ دوره ای از مجمع عمومی سازمان ملل شرکت نکرد و سید محمد خاتمی تنها دو دوره در این مجمع شرکت کرد.
تلاش برای بیان دیدگاهها و عقاید ایران از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل و گفتوگوی مستقیم با رهبران کشورهای جهان جهت مقابله با توان تبلیغاتی غرب و ایجاد فرصتهای تازه برای فراهم آوردن فضای تنفسی در دیپلماسی عمومی جهانی ، مهمترین هدف احمدینژاد از حضور در مجامع بینالمللی بود.
*دیپلماسی عمومی در قلب آمریکا
در کنار این نشست های سازمان ملل متحد،دیدارهای مستقیم با اقشار مختلف مردم آمریکا و همچنین ایرانیان مقیم این کشور که از مهمترین اقلیتهای خارجی در ایالات متحده محسوب میشوند و تلاش برای استفاده از این پتانسیل مهم از دیگر اهداف دولت نهم و دهم برای حضور در این اتفاق بینالمللی محسوب میشد.
در 8 دوره حضور احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیش از 200 دیدار دیپلماتیک با رؤسای کشورهای مختلف جهان انجام شده است که در نوع خود رکوردی محسوب میشود و باید در کنار این دیدارها به مصاحبههای گوناگون احمدینژاد با رسانههای مهم بینالمللی نیز اشاره کرد.
*نگاه به شرق، سیاست جدید ایران
ایران پس از انقلاب اسلامی و بنا بر همان سنت قدیم به غرب نگاه ویژهای داشت و همانند دوره اصلاحات سمت و سو و جهت گیری اصلی سیاست خارجی دولتهای حاکم به سمت غرب بود اما در دوران ریاست جمهوری احمدینژاد برای اولین بار ایران به طور جدی نگاه به شرق را در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داد.
سفرهای متعدد احمدینژاد به روسیه و چین و سفرهای متقابل مقامات این دو کشور به ایران( از جمله سفر ولادمیر پوتین به عنوان اولین رئیس جمهور حضور یافته روسیه در ایران) نشان از اهمیتی دارد که دولت احمدینژاد برای قدرتهای شرق قائل بود.
رابطه مستحکم ایران و روسیه علاوه بر اینکه توانست در مجامع بینالمللی تاثیر گذار باشد و در مقاطعی حامی ایران محسوب شود، به پرونده چند ساله نیروگاه هستهای بوشهر نیز پایان داد.
رابطه اقتصادی ایران و چین نیز همواره با عنوان یکی از موانع اصلی تاثیرگذاری تحریمهای یکجانبه غرب علیه ایران ذکر میشود.
ادامه دارد...
گزارش از :مهدی پورصفا