چرايي نامگذاري سالجاري بهنام جهاد اقتصادي
بسمالله الرحمن الرحيم
اولاً خيلي خوش آمديد دوستان عزيز و فعالان محترم بخشهاي گوناگون اقتصادي كشور. جلسه امروز ما از يك جهت، جلسه نمادين است؛ نماد اهتمام نظام به مسئله اقتصاد در شرايط كنوني حساس جهان و منطقه و كشور. در درجه اول، ما اين را ميخواستيم. ما خواستيم يك روزي از روزهاي ماه رمضان صرف اين بشود كه مجموعه فعالان اقتصادي در بخشهاي دولتي، در بخشهاي خصوصي، در رشتههاي گوناگون، اينجا تشريف بياورند و بنشينيم، ساعتي از آنها بشنويم و اين در كشور منعكس بشود، تا نشانه اين باشد كه امروز نظام به مسئله اقتصاد و تحرك اقتصادي و پيشرفت اقتصادي بايد به شكل جدي اهتمام بورزد و دولت - دولت به معناي عام، يعني حكومت - و مردم بايد در اين زمينه همكاري و تلاش كنند، به دلايلي كه اشاره خواهم كرد.
البته مجري محترم گفتند نمايندگان بخشهاي گوناگون. بايد گفت برگزيدگاني از بخشهاي گوناگون؛ چون انتخاباتي انجام نگرفته كه حالا بگوييم نماينده؛ اما بحمدالله در همه بخشها، مغزهاي متفكر و شخصيتهاي برجسته حضور دارند و برگزيدگاني از آنها به شكل گلچين در اين جلسه حاضر هستند. خب، اين مسئله اول است؛ اين حاصل شد، و اين جلسه منعكس خواهد شد. اين پيامي است به همه؛ هم به مسئولين دولتي در بخش اقتصاد، هم به فعالين اقتصادي در سرتاسر كشور، هم به آحاد مردم، كه ما امروز بايد به مسئله اقتصاد اهتمام بورزيم و بپردازيم.
نكته دومي كه تشكيل اين جلسه توانسته و ظرفيت آن را داشته كه تحقق ببخشد و الحمدلله همين هم شد، اين است كه گزارشي از زبان غير دولتيها درباره حقايق كشور، پيشرفتهاي كشور، تحركي كه وجود دارد، داده بشود و به سمع و نظر مردم برسد. نه اينكه من معتقد باشم كه بايد دائماً پيشرفتها را گفت؛ نه، نظر من را همه ميدانيد؛ من معتقدم نقاط مثبت و منفي در كنار هم بايد ديده بشود؛ ليكن آنچه كه به نظر من امروز اهميت دارد، اين است كه مردم كشور بدانند كه همت آنها، همت مسئولين، ظرفيتهاي گوناگون عظيم انساني در كشور چه فرآوردهاي داشته.
اين را من به شما عرض كنم؛ من با مردم مرتبطم؛ مردم اين پيشرفتها را نميدانند. همين چيزهايي كه شما الآن اينجا در زمينههاي مختلف گفتيد - كه من خلاصه اينها را يادداشت كردم و گزارش مشروحش هم انشاءالله تدوين خواهد شد - اينها را اغلب مردم اطلاع ندارند. ما شاهد هستيم كه در كشور كارهاي بزرگي دارد انجام ميگيرد؛ اين افتخارش مال ملت ايران است. افتخار، متعلق به ملت ايران است. اين مردمند كه دارند كار ميكنند، اين مغزهاي متفكرند كه دارند كار انجام ميدهند، اين شخصيتهاي گوناگون علمي و فني و عملي و اقدامكنندگان و طراحان هستند كه اين همه افتخارات را در كشور دارند ميآفرينند. ما در بخش توليد، در بخش خدمات، در بخش كشاورزي، در بخش صنعت، در بخش صنايع دانشبنيان و بخشهاي گوناگوني كه اينجا گفته شد، پيشرفتهاي خوبي داشتيم. خوب است كه مردم اينها را از زبان مسئولان بخشهاي گوناگون غيردولتي و كساني كه وابستگي به دولت ندارند، بشنوند؛ اين، مردم را اميدوار ميكند، خوشحال ميكند.
همه ما اين را توجه داشته باشيم كه امروز يكي از شگردهاي جنگ رواني دشمنان ملت ايران، نااميد كردن مردم است؛ من به اين نكته توجه دارم، من روي اين مسئله اصرار دارم. ميخواهند نسل جوان ما و نسل فعال ما و عناصر محرك اين كشور را - كه يقيناً يك امتياز ميانگيني نسبت به همه دنيا دارند - از كار بيندازند؛ يكي از راههايش همين است كه مأيوس كنند، بگويند آقا فايده ندارد، كاري نشده، كاري نميشود.
البته نقاط منفي هم گفته بشود، كمبودها هم گفته بشود، نواقص هم گفته بشود؛ منتها با زبان و لحن علاججويانه. خيلي فرق ميكند لحن بيان در ذكر كمبودها. اين لحن، نااميدكننده و نابودكننده همت و تلاش نباشد. بايد احساس بشود كه ما از اين صد درجه، چهل درجه پيش رفتيم؛ براي شصت درجه ديگر هم زمينه آماده است. البته اين شصت درجه الآن مفقود است؛ بياييد آن را تأمين كنيم. لحن بيان كمبود شصت در مقابل پيشرفت چهل، بايد اينگونه باشد. خب، اين جلسه خوشبختانه اين مقصود را هم برآورده كرد.
من فقط چند تا نكته كوتاه را عرض ميكنم. يك مسئله اين است كه ما امسال را «سال جهاد اقتصادي» اعلام كرديم. سياست استكباري، زمين زدن ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي از راه اقتصاد است. تحريمها گرچه بهانهاش مسئله انرژي هستهاي است، اما دروغ ميگويند؛ عامل طرح مسئله تحريمها، انرژي هستهاي نيست. شايد يادتان هست، تحريمهاي عمدهاي كه سرآغاز تحريمهاي اين كشور بود، آن وقتي بود كه اصلاً نامي از مسئله هستهاي در اين كشور نبود؛ كه حالا آن رقم معروفش كه البته خيلي تحريم مهمي نبود، اما چون معروف است به تحريم «داماتو» - كه كسي به اين نام در كنگره امريكا مطرح كرد و دنبالش را گرفتند - مال وقتي است كه اصلاً مسئله انرژي هستهاي مطرح نبود. هدف تحريمها، فلج كردن اقتصادي است. البته اين افتخار را ملت ايران دارد كه سي و دو سال است دارد اين تحريمها را تحمل ميكند.
البته توسعه تحريمها و تنوع تحريمها در سالهاي اخير بيشتر بوده، ليكن در مقابل توسعه و تنوع فعاليتهاي سازنده در كشور، كوچك و ناچيز است. سي سال پيش كه تحريمها را عليه ما شروع كردند، آن تحريمها ممكن بود عليه ما كارگرتر واقع بشود تا تحريمهايي كه امروز عليه ما دارند تصويب و اجرا ميكنند و همين طور هي وعده هم ميدهند كه بيشترش خواهيم كرد. اين معنايش اين است كه ما در مقابل تحريمها تدريجاً يك حالت ضدضربه پيدا كرديم؛ ميتوانيم به شكلهاي مختلف با تحريمها مقابله كنيم: يا با دور زدن تحريمها - كه شگرد خوب و جالب و ظريفي است و خوب است كه دولت و ملت اين شگرد را به كار ببرند - يا از جهت رو آوردن به ظرفيتهاي درونياي كه كار بنيادي و زيربنايي است و حتماً بايد انجام بگيرد و تا حالا هم انجام گرفته. پس هدف دشمن، زمين زدن جمهوري اسلامي است؛ يعني زمين زدن ايران اسلامي؛ يعني زمين زدن ملتي كه با حضور خود، با پشتيباني خود، با حمايت خود، اين نظام را تا امروز پيش برده و رشد داده و رونق داده. بنابراين بايستي در مقابلش مجهز بود. جبهه مقابل را بايد شناخت، ابزار و سلاح او را بايد شناخت و ضد آن سلاح را بايد آماده كرد؛ اين جهاد اقتصادي ميخواهد. جهاد يعني چه؟ هر تحركي اسمش جهاد نيست. تحركي با خصوصياتي اسمش جهاد است. يكي از خصوصيات اين تحرك كه اسمش جهاد است، اين است كه انسان بداند اين در مقابل دشمن است؛ يعني بداند در مقابل يك حركتِ خصمانه و غرضآلودي است كه دارد انجام ميگيرد. حركتي كه در مقابل يك چنين جهتگيري خصمانه وجود دارد، يكي از شرايط اصلي جهاد است.
جهت دومي كه در مفهوم جهاد حتماً بايستي ملاحظه بشود، استمرار و همهجانبگي است، هوشمندانه بودن است، مخلصانه بودن است. اينجور تحركي اسمش جهاد است. بنابراين جهاد اقتصادي يعني حركت مستمرِ همهجانبه هدفدارِ ملت ايران با نيت خنثيكردن و عقيم كردن تلاش خصمآلود و غرضآلود دشمن.
نكته ديگر اين است كه ما در سند چشمانداز - كه يك سند اساسي بالادستي مهم و مرجع است - براي كشورمان رتبه اول را در بخشهاي مهم و حياتي و اساسي پيشبيني كرديم؛ بايد به اين رتبه برسيم. خب، ديگران طبعاً نميايستند تا ما برويم اول بشويم؛ ديگران هم دارند كار ميكنند، تلاش ميكنند. ما شاهد تلاش و تحرك شديد اقتصادي برخي از كشورهايي هستيم كه در همين حوزه اول شدن ما واقع هستند. البته ما از بعضي از ابزارهايي كه آنها استفاده ميكنند، استفاده نميكنيم و نخواهيم كرد؛ ما نظيفتر و شريفتر و نجيبانهتر حركت ميكنيم؛ اما معتقديم ميشود به آن مرحله اول رسيد، اگر سرعت را بيشتر و منضبطتر بكنيم. لذا اين احتياج دارد به جهاد. هم بايد شتاب باشد، هم بايد تدبير باشد تا بتوانيم به اين رتبه اول برسيم. اين رتبه اول بودن هم فقط يك هوس نيست كه بگوييم اول بشويم؛ نه، اين به خاطر اين است كه سرنوشت ملتها امروز به اين وابسته است. اگر يك كشوري نتواند از لحاظ اقتصادي، از لحاظ علمي، از لحاظ زيرساختهاي پيشرفت، خودش را تأمين كند و رشد پيدا كند، بيرحمانه مورد تطاول قرار خواهد گرفت. ما نميخواهيم مورد تطاول قرار بگيريم. دويست سال كشور ما مورد تعرض و تطاول قرار گرفته. ضعف دستگاههاي سلطنتي بيعرضه نالايقِ فاسدِ دنياطلب، و نشاطي كه در طرف مقابل وجود داشت، باعث اين تطاول شد. از سال 1800 انگليسها اولبار در دستگاه سياسي كشور ما وارد شدند و دخالت كردند و نفوذ كردند و يارگيري كردند و همراه آنها يا قريب به آنها، بعضي از كشورهاي ديگر اروپايي هم در اين مدت همين كار را كردند. سال 1800 كه اولين سفير انگليس وارد كشور شد - كه از هند هم آمد؛ يعني آن وقتي بود كه حكومت هند در اختيار انگليسها بود و نايبالسلطنه در آنجا بود - از همان بوشهر كه از كشتي پياده شد، شروع كرد به رشوه دادن و خريدن افراد و راحت توانست افراد را خريداري كند. اين همه شاهزاده و امير و اسمهاي دهنپركن، همه در مقابل هداياي اين آقا خاضع و تسليم شدند! روند تطاول دشمنان در اين كشور، از آن زمان شروع شد. اين خاك نرم و خاكريز بيبنياد ملي آن روز اجازه داد دشمن نفوذ كند، و نفوذ كردند. ما نميخواهيم ديگر اين ادامه پيدا كند. انقلاب يك سد پولاديني در مقابل اينها درست كرده. ما ميخواهيم اين سد را مستحكمتر كنيم.
به هيچ قيمتي اجازه ندهيم اينها در اقتصاد ما، در فرهنگ ما، در سياست ما، در سرنوشت و مقدرات ما دخالت كنند؛ اين احتياج دارد به اين كه استحكام دروني و داخلي پيدا كنيم. اين استحكام دروني، يكي از پايههاي مهمش «اقتصاد» است. بنابراين اينكه ميگوييم اول بشويم، به خاطر اين است؛ نه به خاطر اينكه حالا يك هوسي است كه ايران در منطقه اول بشود؛ نه، سرنوشت ملت به اين وابسته است. بنابراين تلاش مستمر، هوشمندانه، مخلصانه و اثرگذار، كه طبعاً همه ظرفيت كشور هم بايد در آن به كار گرفته شود، در اين زمينه مؤثر است.
ظرفيت كشور، خيلي حقيقت درخشان و مهمي است. ظرفيتهاي كشور، فوقالعاده است. ظرفيت منابع انساني ما جزو ظرفيتهاي ممتاز در سطح جهان است؛ اين ظرفيت را بايد بالفعل كرد و بايد به كار گرفت؛ ما داريم اين را مشاهده ميكنيم. البته من از چند ده سال قبل ميشنفتم از افرادي كه مطلع بودند - يا از لحاظ علمي، يا از لحاظ تجربه مشاهده بعضي از دستگاههاي علمي دنيا - كه ميگفتند استعداد ايرانيها و ظرفيت فكري آنها از متوسط دنيا بيشتر است. خب، ما اين را شنيده بوديم؛ بعد در پيشرفت مسائل كشور در دوران انقلاب، اين را داريم تجربه ميكنيم و ميبينيم. حالا به مسئله سدسازي اشاره كردند. آنچه كه در مسئله سد در كشور اتفاق افتاده، قبل از انقلاب هيچ كس آن را باور نميكرد. حالا ايشان سد را مثال زدند؛ در خيلي از بخشها همين جور است. آنچه كه الآن در پيشرفتهاي علمي بخشهاي مختلف كشور اتفاق افتاده، يك روزي با قسم حضرت عباس هم براي كسي باوركردني نبود؛ امروز داريم جلوي چشممان ميبينيم. من اين را به تجربه و با آشنايي با بخشهاي مختلف دريافتم كه هيچ موردي نيست كه در كشور زيرساخت آن آماده باشد و جوان ما نتواند آن مورد را خلق كند و به وجود بياورد. همه بخشهاي گوناگون علمي، از ظريفترينها و دقيقترينها تا كلانترينها، اينجور است؛ مگر زيرساختش آماده نباشد. ما در كشور، يك چنين ظرفيت انسانياي داريم. خب، اين خيلي مهم است.
ظرفيت اقتصادي ما هم خيلي مهم است. من يك وقتي گفتم نسبت معادن و منابع مهم حياتي ما در قبال نسبت جمعيت ما به جمعيت كره زمين، بالاتر است. ما تقريباً يك درصد جمعيت كره زمين هستيم - كمااينكه كشورمان هم تقريباً يك درصد مجموعه سطح كره زمين است - خب، ما يك درصد منابع حياتي و اساسي را بايد داشته باشيم؛ كه در جاهايي 3 درصد، 4 درصد، 5 درصد داريم. اينها ظرفيتهاي مهمي است، اينها خيلي باارزش است.
همين كمبود آب هم كه در كشور مطرح است و درست هم هست - ما كشور كمآبي هستيم - با طرحهاي علمي فني هوشمندانه كاملاً قابل برطرف شدن است؛ كه بعضي از دوستان هم اينجا اشاره كردند، بنده هم قبلاً اين را گفتهام. با يك مقدار مداقه، يك مقدار پيشرفت، در همين زمينه هم كه ما كمبود داريم، ميتوانيم اين كمبود را جبران و برطرف كنيم. بنابراين واقعاً كشور از لحاظ منابع طبيعي هم ظرفيت فوقالعادهاي دارد.
از لحاظ موقعيت جغرافيايي و منطقهاي هم همين جور است. ما جاي حساسي قرار گرفتهايم. همسايگي ما با دو دريا و ارتباط با درياهاي آزاد و منطقه حساسي كه بين شرق و غرب، يعني بين آسيا و اروپا وجود دارد - ما در يكي از مهمترين بخش اين منطقه حساس قرار گرفتهايم - دسترسي ما را به غرب و به شرق فراهم ميكند. اينها همهاش امتيازات است. اينها ظرفيتهاي كشور است؛ بايد اين ظرفيتها را بالفعل كنيم؛ اين احتياج به تلاش دارد.
خب، از دوران بيست ساله چشمانداز - همين طور كه اشاره شده - حدود يك چهارمش گذشته. يك برنامه، كه برنامه چهارم توسعه باشد، تمام شده؛ امسال سال اول برنامه پنجميم. البته در برنامه چهارم خيلي كارها انجام گرفته. طبق گزارشهايي كه دادند و شنيديد و اين گزارشها درست هم هست، كارهاي بسيار مهمي انجام گرفته؛ ليكن در عين حال برخي از كارها هم هست كه انجام نگرفته و بايد انجام بگيرد. سياستگذاريها درست است. سياستهاي اعلام شده در حوزه اصلاح الگوي مصرف، سياستهاي كلي نظام اداري، سياستهاي كلي اشتغال و سياستهاي اصل 44 - اينهايي كه ابلاغ شده - همهاش با هم هماهنگ است. اگر بتوانيم برنامه را بر طبق اين سياستها تنظيم كنيم و پيش ببريم و در عالم واقعيت تحقق پيدا كند، ما خيلي خواهيم توانست از اين ظرفيتي كه اشاره كردم، استفاده كنيم. اين سياستها يك انسجامي را به وجود ميآورد و انسجام لايههاي مختلف تحرك اقتصادي را تأمين ميكند.
البته در برنامه چهارم، برخي از هدفهايي كه تعيين شده بود، تحقق پيدا نكرد، كه عوامل گوناگوني هم داشته؛ هم مسائل داخلي دخالت داشته، هم مسائل خارجي دخالت داشته. مسئله رشد 8 درصدي، يا كاهش بيكاري، يا درصد سرمايهگذارياي كه تعيين شده بود، يا مسئله كاهش تورم
- كه من آن روز هم اشاره كردم - تحقق پيدا نكرده. اين مسئله ايجاب ميكند كه ما در دوره پنجساله اين برنامه تلاشمان را مضاعف كنيم، همتمان را مضاعف كنيم تا بتوانيم آن كمبودهاي قبلي را هم جبران كنيم.
البته ما در اعلام و ابلاغ سياستهاي اصل 44 يك هدف بزرگي را در نظر داشتيم و داريم كه بايد انشاءالله دنبال شود. طبق منطوق خود آن اصل، ما بايستي در زمينه مالكيت دولت و فعاليت اقتصادي دولت تجديد نظر ميكرديم، و اين تجديد نظر انجام گرفت. با چه هدفي؟ با هدف ايجاد يك اقتصاد رقابتي با حضور بخش خصوصي و سرمايه بخش خصوصي در عرصه اقتصاد كشور. محاسبه كردند كه مبلغ مورد نياز براي سرمايهگذاري در اين پنج سال، سالي حدود 160 ميليارد دلار است. اين از عهده دولت برنميآيد؛ حتماً بايستي بخش خصوصي وارد شود و همكاري كند؛ اين بايد تحقق پيدا كند.
در زمينه اجراي سياستهاي اصل 44 كارهاي خوبي انجام گرفته، ليكن كافي نيست؛ بايستي تحرك بهتري انجام بگيرد. مسئله فقط اين نيست كه ما بنگاههاي اقتصادي را واگذار كنيم و بگوييم واگذار شد، خودمان را خلاص كرديم؛ در كنار اين واگذاري، كارهاي ديگري لازم است: بايستي بخش خصوصي توانمند بشود، بايد امكان مديريتِ خوب پيدا كند، نظارت براي جلوگيري از سوءاستفاده بايد انجام بگيرد.
هميشه در كنار فعاليتهاي سالم، فعاليتهاي ناسالم هم وجود دارد. بنده چند سال است كه روي مفاسد اقتصادي تأكيد ميكنم. آن وقتي كه من اين مسئله را مطرح كردم، يك عدهاي به ما مراجعه ميكردند كه آقا شما روي مسئله مفاسد اقتصادي اينقدر تكيه ميكنيد، ممكن است فعالان اقتصادي ما را از ورود در عرصه فعاليت اقتصادي بترساند. من گفتم به عكس، آنها را تشويق ميكند. اگر فعال اقتصادي كه ميخواهد نان حلال دربياورد و كار حلال و مطابق وجدان و شرع انجام بدهد، بداند كه دستگاه با افراد متخلف برخورد ميكند، او بيشتر تشويق ميشود. ما با مفسد مخالفيم، با ايجاد كننده مفسده مخالفيم، با سوءاستفادهكننده مخالفيم. فعال اقتصادي كه با وجود خودش، با فكرش، با پولش، با سرمايهگذارياش، با كارآفرينياش دارد به كشور كمك ميكند، بايد مورد تشويق و تقدير قرار بگيرد، و ميگيرد. بنابراين مبارزه با مفاسد اقتصادي حتماً يك ركن اساسي كار است كه بايستي انجام بگيرد.
اينجا خوشبختانه همه يا اغلب وزراي اقتصادي و فعالان اقتصادي دولت در جلسه هستند. خب، مطالب
نطق كنندگان را شنيدند؛ هم آن بخشهايي كه مثبتات را ذكر ميكرد، هم آن چيزهايي كه پيشنهادها را بيان ميكرد، كه حاكي از وجود نواقص بود. من خواهش ميكنم آنچه را كه شنيدند، با دقت مورد توجه قرار بدهند و روي آنها مداقه كنند. نگذاريم حرف گفته بشود و در همين جلسه هم تمام بشود. حالا اگرچه آقاي توكلي گله داشتند كه چرا منفيها را نگفتيد؛ اما چرا، وقتي پيشنهاد ميكنند كه اين كار انجام بگيرد، يعني انجام نگرفته؛ بنابراين نشاندهنده برخي از نواقص و مشكلات است. اگر به همين پيشنهادها توجه كنند، دقت بكنند، همين پيشنهادها به نظر من پيشنهادهاي خوبي بود و قابل بررسي است.
حرف در اين زمينه زياد است، من فقط دو سه تا توصيه ميكنم؛ بخشي توصيه به دستگاههاي مسئول دولتي است، بخشي هم عمومي است. اول، مسئله اجراي كامل سياستهاي حمايتي از بخش توليد است. توليد، اساس اقتصاد است؛ قائمه اقتصاد در كشور است. در مسئله هدفمندي يارانهها و فعاليت عظيمي كه دولت در اين زمينه شروع كرده، حتماً حمايت از بخش توليد ملاحظه بشود؛ همچنان كه در قانون هم هست: آن 30 درصدي كه معين شده. البته بعضي از مسئولين دولتي كه با من صحبت كردند، معتقدند كه اين 30 درصد مورد نياز نيست. بعضي از فعالان اقتصادي توليدي هم گفتند كه ما احتياج نداريم؛ ما را به خودمان واگذار كنيد، خودمان خودمان را اداره ميكنيم. ممكن است در بعضي از بخشها اينجور باشد، ليكن به هر حال توليد احتياج دارد به كمك و حمايت دستگاه. سهم بخش توليد بايد داده بشود؛ بخصوص بعضي از بنگاههايي كه از تحريم صدمه ميخورند. بنگاههايي داريم كه اين تحريمها بهطور مستقيم يا غير مستقيم به آنها صدمه ميزند، كه بايد از اين معنا استفاده بشود.
البته بخش خصوصي هم در اين زمينه وظايفي دارد: صرفهجويي در مصرف انرژي، افزايش سطح بهرهوري، نوسازي ماشينآلات. بعضي از مسئولين دولتي پيش من گله كردند و گفتند صاحبان بعضي از صنايع به نوسازي ماشينآلات فرسوده و قديمي خودشان كه بازده كم و مصرف انرژي زيادي دارد، رغبتي نشان نميدهند؛ اگر چنانچه به آنها تسهيلات هم داده ميشود، براي اين به كار نميبرند. خب، بايد به اين مسئله توجه كرد. البته نظارت دولت هم در اين زمينه خيلي مهم است؛ يعني در قبال حمايتي كه دولت ميكند، بايد نظارت هم بكند. تسهيلات داده بشود، آن مقداري كه سهم توليد است؛ ليكن مراقبت بشود كه همان افرادي كه اشاره كردم - يعني سوءاستفادهكنندگان و فرصتطلبان - از اين تسهيلات براي يك كار ديگر استفاده نكنند؛ كه اين اتفاق افتاده و اطلاع داريم، موارد گوناگونش گزارش شده. بايد با اين موارد برخورد قاطع انجام بگيرد تا توليد كننده سالم، صادق، علاقهمند به كار و مشتاق توليد بتواند كار خودش را انجام بدهد.
مسئله ديگر، واردات است؛ كه حالا اينجا هم اشاره شد، من هم بارها با مسئولين در زمينه واردات صحبت كردم. البته هيچ كس با واردات مخالف نيست؛ تنظيم واردات لازم است، كنترل واردات لازم است. صرف اينكه ما نگذاريم بازار در يك فصلي - مثلاً فصل شب عيد - از فلان كالا خالي بماند، خيلي توجيه كاملي براي افزايش واردات نيست. حتماً بايستي در مسئله واردات ملاحظه توليد داخلي بشود. البته گفته ميشود كه واردات به رقابتپذيري توليد داخلي كمك ميكند؛ اگر واردات نباشد، توليدكننده داخلي به كيفيت يا به قيمت تمامشده اهميت نميدهد؛ واردات، او را به اين كار وادار ميكند. به نظر من اين خيلي منطق قوياي نيست. در اين خصوص، با بعضي از مسئولين بحثهايي هم داشتيم.
در مسئله واردات، بالخصوص اشاره كنم به بخش كشاورزي. به اعتقاد من واردات محصولات كشاورزي خيلي توجيه قويتري ميخواهد از آنچه كه امروز انسان مشاهده ميكند. ما در بخش كشاورزي توليدات ممتازي داريم. يكي از آقايان، اينجا درباره توليدات باغي گزارش دادند. كشور ما در اين زمينه، از لحاظ كيفيت، جزو ممتازان دنياست. ما بايد بتوانيم توليداتمان را افزايش بدهيم. اين محصولات باغي و محصولات زراعي را صادر كنيم تا دنيا ببيند در ايران چه خبر است؛ نه اينكه مثلاً از امريكاي لاتين و از اينجا و آنجا مشابه آنها را كه از لحاظ كيفيت هم خيلي پائينترند، وارد كنيم. غرض، در اين مسئله واردات، من اين تأكيد را دارم.
مسئله ديگر هم مسئله صادرات است. البته دولت وظيفه دارد به صادرات و صادركننده كمك كند. خوشبختانه - همان طور كه يكي از آقايان گزارش دادند - صادرات غيرنفتي رشد خيلي خوبي داشته؛ بعد از اين هم رشد بيشتري خواهد داشت. انتظار هم داريم كه در آينده بتواند رشد متناسب خودش را داشته باشد؛ بهطوري كه معادله صادرات و واردات حتماً مثبت باشد. ما بايد به اينجا برسيم و بتوانيم خودمان را از درآمد نفت واقعاً بينياز كنيم. يكي از بزرگترين بليات اقتصاد ما و نه فقط اقتصاد ما، بلكه بليات عمومي كشور، وابستگي ما به درآمد نفت است.
من چند سال قبل از اين گفتم - البته آن وقت مسئولين دولتي از اين حرف هيچ استقبال نكردند - ما بايد به جايي برسيم كه اگر يك روزي به خاطر قضاياي سياسي، اقتضائات سياسي، يا اقتضائات اقتصادي در دنيا، اراده كرديم كه صادرات خودمان را مثلاً براي مدت 15 روز يا يك ماه متوقف كنيم، بتوانيم. شما ببينيد اين كار چه قدرت عظيمي را براي يك كشور توليد كننده نفت به وجود ميآورد كه يك وقت اگر اراده كرد، بگويد آقا من از امروز تا 20 روز نفت صادر نميكنم. ببينيد چه حادثهاي در دنيا به وجود ميآيد. امروز ما نميتوانيم اين كار را بكنيم، چون به اين درآمد احتياج داريم. اگر يك روزي اقتصاد كشور از درآمد نفت و صادرات نفت بريده شود، اين توان را ملت ايران و نظام اسلامي در ايران به دست خواهد آورد كه تأثيرگذارياش در دنيا فوقالعاده است. ما بايد به اينجا برسيم. خب، اين حمايت ميخواهد؛ بايد از صادرات حمايت بشود.
از آن طرف هم خود بخش صادركنندگان و مسئولين اين كار وظايفي دارند. همين كشورهايي كه اشاره كردند صادرات عمده ما به اين كشورهاست، بازخورد سوء عمل بعضي از صادركنندگان، اينجا به ما ميرسد. ارسال جنس نامرغوب، جنس بد، بستهبندي نامطلوب، تأخير در رساندن، اينها بد است. آن شركتهايي در دنيا موفقند كه 100 سال است، 150 سال است دارند محصول توليد ميكنند و توانستهاند مشتري را راضي نگه دارند. فرض بفرماييد يك شركت آلماني يا يك شركت سوئيسي از 150 سال، 160 سال قبل دارد يك جنسي را توليد ميكند و ميفرستد و همچنان در كشور ما و كشورهاي ديگر مشتري دارد. چرا؟ چون از جنس راضي هستند؛ به وقت ميرسد، استحكام لازم را دارد، دوام لازم را دارد، زيبايي لازم را دارد، تنوع و تطور لازم را به تناسب پيشرفت زمان دارد. صادر كننده بايد اينها را ملاحظه كند. اين احتياج به يك فرهنگ دارد؛ فرهنگ حسن عمل در توليدي كه ميخواهد به خارج از كشور و خارج از مرزها برود.
مسئله مبارزه با فساد اقتصادي هم خيلي مهم است. البته متأسفانه هميشه اينجور است كه مفسد اقتصادي در مركز دولتي جاپا پيدا ميكند. يعني يك كسي را پيدا ميكند كه به او كمك كند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا كسي در داخل حصار نباشد كه به آن متجاوز كمك كند، آن متجاوز نميتواند فساد اقتصادي بكند. لذا مسئولين دولتي موظفند نسبت به بروز و نفوذ فساد اقتصادي در دستگاههاي دولتي بشدت حساس باشند. شما وقتي كه مثلاً در صنعت دامداري كشور يك نمونهاي را پيدا كرديد كه نشان داد فلان بيماري وارد اين مرغداري شده، ديگر رحم نميكنيد؛ چون ميدانيد اگر چنانچه ملاحظه كرديد، ضايعات منحصر به اين چند هزار مرغ نخواهد بود؛ دامنهاش وسيع خواهد شد؛ لذا بيملاحظه نابود ميكنيد، محو ميكنيد. فساد اينجوري است. اگر يك جا احساس كرديد و ديديد در دستگاههاي دولتي - اين، مخاطبش مسئولين دولتي هستند - شائبه فساد وجود دارد، نبايد هيچ ملاحظه بكنيد. اگر ملاحظه كرديد، اين مسئله خيلي سريع گسترش پيدا ميكند؛ چون بشدت واگيردار است. بيماري فساد اقتصادي جزو آن بيماريهاي واگيردارِ بسيار شديد و سريع است؛ لذا بايستي حتماً به اين مسئله توجه كرد.
يكي از چيزهايي هم كه خيلي لازم است، مسئله برنامه جامع براي رشد بخش تعاون است؛ كه ما در همين سياستهاي اصل 44 روي مسئله تعاون تكيه كرديم و اين بايد انجام بگيرد. ما يك سياست جامع كاملي در زمينه بخش تعاون لازم داريم. حالا هميني هم كه يكي از آقايان گفتند اصناف خرد بتوانند از تسهيلات بانكي استفاده كنند و چه و چه، در سايه تعاون كاملاً امكانپذير است؛ يعني بهترين راهش ايجاد تعاونيهاست؛ تعاونيهاي منطقي، معقول، قانوني، سالم و قوي. در اين صورت ميتوانند از امكانات و تسهيلات بهرهبرداري و استفاده كنند و اين كار ميشود.
يك نكته اصلي ديگر همين است كه ما معرفي فرصتهاي سرمايهگذاري كشور به بخش خصوصي را بايستي جدي بگيريم. يعني بايستي فعالان بخش خصوصي بدانند فرصتهاي سرمايهگذاري كجاهاست، كدامهاست؛ همه مطلع باشند، استفادههاي ويژهخوارانه نشود. محصور بودن اطلاعات، محدود بودن اطلاعات به بعضي از افراد، دون بعضي، موجب ويژهخواريهاي عجيبي ميشود؛ كه گاهي ثروتهاي بادآورده يكشبه را براي افرادي كه سوءاستفادهچي هستند، فراهم ميكند؛ به خاطر اينكه اطلاع دارند كه بناست فلان كالا بيايد، فلان كالا توليد بشود، فلان كالا جلويش گرفته بشود، قيمت فلان كالا بالا برود يا پائين بيايد، يا فلان قانون تصويب بشود. اينهايي كه مطلعند، سوءاستفاده ميكنند. اطلاعات بايد عمومي بشود. بايد شفافسازي اطلاعات صورت بگيرد. البته اين در دولتهاي قبل مطرح بود، در دولت نهم و دهم هم فعاليتهايي انجام گرفته؛ ليكن كافي نيست. بايستي در اين زمينه كار بيشتري انجام بگيرد.
خب، من نكات ديگري هم اينجا يادداشت كردهام كه ديگر چون تقريباً وقت اذان است، از آنها ميگذرم. اميدوارم انشاءالله اين جلسه موجب اين بشود كه آن كساني كه در دلشان عشق به كشور و ملت و نظام جمهوري اسلامي و آينده اين ملت هست، در عرصه فعاليت اقتصادي حضور خودشان را جديتر كنند؛ انشاءالله فعاليت را هوشمندانه و هدفدار مضاعف كنند. اين شعار «همت مضاعف و كار مضاعف» كه سال گذشته عرض كرديم، امسال هم بايد در كنار مسئله «جهاد اقتصادي» مورد توجه قرار بگيرد. انشاءالله همه تلاش كنند، همه كار كنند. آينده كشور، آينده خوبي است. ظرفيتهاي كشور، ظرفيتهاي فوقالعاده و بينظيري است. الحمدلله دلهاي خوب، ايمانهاي خوب، همتهاي خوب، دستهاي تواناي خوب، چشمهاي بيناي خوب در كشور فراوان است. اين كشور شأنش خيلي بالاتر از اين است كه به عنوان يك كشور درجه دوم در دنيا محسوب شود. اين كشور بايد در سطح بالاي كشورها و ملتها قرار داشته باشد. سابقه تاريخي ما، ميراث فرهنگي ما، تواناييهاي مردمي ما، ظرفيتهاي طبيعي ما، همه به ما اين را املا و ديكته ميكنند. ما بايستي اينجوري حركت كنيم و انشاءالله به اينجاها برسيم و به اميد خدا خواهيم رسيد.
والسلام عليكم و رحمهالله