نگاهي به مهمترين پروژه هاي براندازي نرم در ايران
نقش رسانه ها در تمامي كشورهايي كه در آنها براندازي نرم صورت گرفته، كاملاً محسوس و تأثيرگذار است. در ايران نيز افرادي كه به دنبال فتح سنگر به سنگر نظام بودند و تئوري فشار از پايين و چانه زني از بالا را ارائه كرده بودند نقش بي بديل قدرتمند رسانه ها اعم از مكتوب و غيرمكتوب را درك كردند و تمام حمايت خود را از آن انجام دادند.
پس از مقطعي كه روزنامه هاي جريان وابسته به دلايل مختلف توقيف شد، تنها اينترنت ماند و شبكه هاي ماهواره اي؛ كشورهاي غربي نيز كه در آن مقطع اصلاح طلبان را در پايان راه مي ديدند سرمايه هاي عظيم مالي و حمايتي خود را پشت اين جريان قرار دادند. در همين راستا در خارج از كشور شبكه هاي ماهواره اي با بودجه كشورهاي غربي گسترش پيدا كرد و جمعي از روزنامه نگاران داخلي بر اساس تفكرات خود جذب رسانه هاي ضدانقلاب شدند. در داخل نيز جريان دوم خرداد پس از كشف پتانسيل اينترنت شروع به ساخت وب سايت هاي مختلف كرد.
برخي موسسات آمريكايي چون «هوفر» و «بركمن»، «ممري» و ... نيز رسماً وارد عرصه كمك به مخالفان نظام اسلامي شدند كه در اين نوشتار به برخي كمك هاي آمريكا در پروژه هاي مختلف به فتنه گران پرداخته مي شود.
الف) پروژه گلف 2000
پروژه استفاده از فضاي مجازي براي شكل دهي به يك شبكه اينترنتي توسط بيگانگان باعث شد كه پروسه هاي براندازانه اي عليه ايران شكل گيرد. يكي از اين پروژه هاي تعريف شده براي اين پروسه، اقدامات مركز «بركمن» از زير مجموعه هاي دانشگاه هاروارد بود كه وظيفــه اصلي اش بررسي جنبه هاي سياسي - اجتماعي اينترنت است.
در گذشته كنفرانسي در اين دانشگاه برگزار شده بود كه هدف آن بررسي نمونه هاي مختلف غيرآمريكايي اينترنت در انتخابات كشورهاي مختلف بود. براي آمريكا و ناتو اهميت داشت تا متوجه شوند اينترنت تا چه ميزاني در ديگر كشورها بومي شده است. همچنين كنفرانسي در آن سال ها پيرامون توانمندي وبلاگ ها و اينترنت در رژيم صهيونيستي برگزار شد. اين كنفرانس توسط يكي از عناصر ايراني تبار اسرائيل به نام «ديويد منا شويد» كه در پروژه «گلف 2000» گري سيك (مشاور و عضو ارشد شوراي امنيت ملي آمريكا در زمان كارتر) همكاري مي كرد، برگزار شد.
گري سيك پروژه اي راه اندازي كرده بود كه در آن از همه ايراني هايي كه در داخل و خارج از كشور با سرويس امنيتي كشورهاي مختلف همكاري مي كردند استفاده مي شد. هدف از اين پروژه ارتباط با برخي از نخبگان داخلي و كسب اطلاعات از اوضاع ايران بود كه بعضي از اساتيد دانشگاهي و شخصيت هاي اصلاح طلب از جمله؛ سريع القلم، سيامك نمازي، جهانبگلو، قمي، هاديان، ذاكريان و .... در اين پروژه عضو بودند. در همين كنفرانس در تل آويو بود كه روزنامه نگاري ايراني در آن شركت كرد و مباحثي چون استفاده درست جريان اصلاحات از اينترنت، راه اندازي جنگ رواني، براندازي نرم، انجام مواردي كه رسانه هاي سنتي و بومي از انجام آن عاجز هستند و ... مطرح شد. از سوي ديگر موسسه اي به نام «ممري»، در سرزمين هاي اشغالي مشغول به فعاليت شبه رسانه اي است كه در اصل آمريكايي است. وظيفه اين موسسه در زمينه مطالعات رسانه اي خاورميانه است. تلاش اصلي اين موسسه مبارزه با فعاليت هاي ضد اسرائيلي است كه در ديگر كشورها صورت مي گيرد. موسسه «ممري» پروژه اي را دنبال مي كند كه هدف آن حمايت از اصلاح طلبان دنياي اسلام از جمله ايران است. مسئول اين پروژه يكي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است. بنا به گفته هاي اين افسر قديمي اسرائيلي اهداف اين موسسه در ايران اشاعه تفكراتي مانند تفكرات عبدالكريم سروش و برخي ديگر از روشنفكران وابسته به آنها مي باشد.
همكاري روزنامه نگاران ايراني با پروژه گلف 2000
در اين پروژه آنچنان كه در آن برنامه ريزي شده بود قرار شده بود كه برخي از چهره هاي برجسته اصلاح طلب جذب شوند و از طريق آنها روزنامه نگاراني كه از ديد آنها توان حركت در راستاي اهداف اين پروژه را داشتند به گلف 2000 ملحق شوند.
بر همين اساس بود كه اصلاح طلباني كه با اينترنت آشنا بودند و حضور پررنگ در دنياي مجازي داشتند جذب شدند. در اين راستا بود كه افرادي از قبيل محمدعلي ابطحي، ابراهيم نبوي، سينا مطلبي، اميد معماريان، مسيح علي نژاد، نيك آهنگ كوثر، پرستو دو كوهكي، مسعود بهنود و ... به اين پروژه ملحق شدند. در مثلث براندازي هر كدام از موسسات آمريكايي فعاليت خاصي را انجام مي دهند كه در ايران نيز يك سري افراد با آنها همكاري مي كنند. مهم ترين موسسه «هوفر» زير مجموعه دانشگاه استنفورد است كه در زمان جنگ سرد تشكيل شده است. اين موسسه پروژه اي به نام «دموكراسي در ايران» دارد كه زير نظر سه شخص امنيتي به نام هاي: عباس ميلاني، لري دايمند، مايكل مك فور اداره مي شود.
عباس ميلاني در زمان شاه به دليل فعاليت در گروه هاي چپ دستگير و در بازداشت تبديل به يك سلطنت طلب دو آتشه شد! به طوري كه پس از انقلاب و يكي دو سال زندگي در ايران، كشور را به مقصد آمريكا ترك و در آنجا كتاب هاي متعددي به نگارش درآورد و از دستاوردهاي رژيم پهلوي تقدير كرد. او كم كم به يكي از رهبران اپوزيسيون تبديل شد كه با ديگران فرق عمده اي داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلي بود. پروژه «دموكراسي در ايران» پيرامون فرهنگ عامه مردم در ايران مانند موسيقي، وبلاگ ها و مسائل جنسي كار مي كند. بخش دانشجويي اين موسسه بسيار فعال است كه افرادي مانند فاطمه حقيقت جو، آرش (احمد) نراقي از اعضاي حلقه كيان و نزديك به «عبدالكريم سروش» در كنفرانس هاي آنها سخنراني مي كنند.
در داخل ايران نيز برخي افراد كه به كارگزاران نزديك بودند. به طور نمونه، «محمد عطريانفر» در هر مجله يا روزنامه اي كه كار مي كرد از «عباس ميلاني» تحت پوشش يك تاريخ نگار كه كارهاي خود را انجام مي دهد، مصاحبه مي كرد. اهميت عباس ميلاني براي CIA از رضا پهلوي هم بيشتر بود، زيرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبي دارد و حتي تمام هزينه هاي مالي اكبر گنجي در خارج از كشور را نيز او تأمين مي كند.
ب) پروژه صداهاي جهان
يكي ديگر از پروژه هايي كه براي رصد و برنامه ريزي عملياتي در فضاي سايبري برنامه ريزي شد پروژه «صداهاي جهان» بود. پروژه «صداهاي جهان» زير مجموعه مركز بركمــن (دانشگاه هاروارد) در سال 2004 تعريف شد. هدف اين پروژه تمركز بر تمام بلاگرهاي دنيا به خصوص كشورهاي مخالف آمريكا از جمله ايران بود تا بتوانند به هدف خود كه ايجاد جنگ رواني در اين كشورها است، دست پيدا كنند.
منابع مالي اين پروژه را بنياد سوروس (OSi) تأمين مي كند كه به اكثر موسسات غير دولتي در دنيا كمك مالي مي كند. طراح و پيگير اين پروژه فردي به نام «زوكرمن» است كه قبلاً در بنياد سوروس فعاليت مي كرده است. او بر روي استفاده از اينترنت براي براندازي نرم در كشورهاي مختلف فعاليت زيادي داشته است و با نهادهاي اطلاعاتي امنيتي غربي نيز رابطه دارد. فرد فعال ديگر در اين پروژه خانم «ربكا مك كين» است كه قبلاً در CNN فعاليت داشته است.
بر اساس مشاهدات و اطلاعات موجود پروژه «صداهاي جهان» توسط سازمان اطلاعات مركزي آمريكا حمايت مالي مي شود و اين سازمان، آن را طراحي كرده تا بتواند در كشورهاي مخالف آمريكا نيروها را جذب كند و يك جنگ رواني از طريق وبلاگ ها عليه حكومت در آن كشورها راه اندازي كند.
ج) پروژه رسانه؛ بـازوي پرقدرت برانـدازي نرم
يكي ديگر از بازوهاي براندازي كه در مسائل اخير خود را بيشتر نشان داد رسانه است كه در سال هاي اخير بسيار بر آن سرمايه گذاري شده است. اين بازو داراي سه زير شاخه است: مطبوعات، اينترنت (موبايل، سايت و ...)، راديو - تلويزيون.
از قبل راديو - تلويزيون اين تكنولوژي را به آمريكا داد تا از بيرون به داخل ايران دسترسي پيدا كند به همين دليل سرمايه گذاري زيادي در اين زمينه انجام مي شد اما در اين چند سال اخير در زمينه مطبوعات هم سرمايه گذاري شده و حتي يك سري از موسسات مطبوعاتي شروع به توزيع موارد فكري مي كنند كه يكي از مهم ترين محورهاي جنگ رواني است.
از زير شاخه هاي معروف رسانه، صداي آمريكا است كه افرادي مانند سازگارا، افشاري، شيرين عبادي، مهرانگيزكار و .... رسماً از نيروهاي اين شبكه محسوب مي شوند.
رسانه هاي ديگري هم نظير راديو اروپايي (دويچه وله) متعلق به وزارت خارجه آلمان و راديو فردا كه افرادي همچون كيوان حسين، فريد قاسمي، مصدق كاتوزيان، ايرج گرگين و... در آن مشغول به فعاليت هستند.
هلند در بخش رسانه با اختصاص بودجه اي 51 ميليون يورويي سرمايه گذاري عظيمي انجام داده كه يكي از اين مجموعه ها كه با اين بودجه راه اندازي شد «راديو زمانه» است. عناصري از حاميان جريان دوم خرداد اعم از معصومه ناصري، مهدي گرامي، نيك آهنگ كوثر، ابراهيم نبوي، عباس معروفي، كلانتري و ... در آن مشغول به كار هستند. سردبير خبر راديو زمانه فردا به نام «حسين علوي» از افراد موثر رسانه اي در اتحاديه جمهوريخواه است. در بخش اينترنت نيز اين چند ساله فعاليت ها گسترش يافته است. بخش اعظم بودجــه هاي هلند صرف بر پايي وب سايت هايي مانند روزآنلاين به سردبيري «حسين باستاني» و مشاركت نوشابه اميري، ابراهيم نبوي، عباس ميلاني، علي افشاري، فرح كريمي و احمد زيد آبادي شده است. وب سايت خانه آزادي كه با سازمان سيا رابطه مستقيم دارد و وب سايت گذار كه افرادي مانند محمد تهوري، فاطمه حقيقت جو، فرج سركوهي، عباس معروفي و ... در آن مشغول به فعاليت هستند، از جمله اين پايگاه هاي اينترنتي هستند. در مجموع با توجه به مطالب گفته شده كاملاً مي توان دريافت كه جريان برانداز طي ساليان گذشته چگونه با بهره گيري از فضاي سايبر به دنبال تأثيرگذاري در سپهر جامعه ايراني براي دستيابي به مقاصد و اهداف خود بوده است، به شكلي كه اين تلاش به شكل دقيق در قالب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اجرايي شد. به اين شكل كه تجميع دو تلاش داخلي و خارجي در آن قابل رويت بود. يك سوي آن تلاش هاي داخلي براي براندازي نظام در قالب انقلاب رنگي بود و سوي ديگر آن تلاش هاي خارجي براي تأثيرگذاري و حتي حمايت و دخالت مستقيم به نفع برخي كانديداها.
منبع: سايت نداي انقلاب