متن كامل گزارش مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به شرح زير است:

اجراي توافقنامه پادمان ان‌پي‌تي و شروط مرتبط مندرج در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل در جمهوري اسلامي ايران

گزارش مدير كل

1- مدير كل در 14 نوامبر 2006 گزارشي درباره اجراي توافقنامه پادمان ان‌پي تي در جمهوري اسلامي ايران ارايه كرد. (GOV/2006/64)
2- در 23 دسامبر 2006، شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه‌ 1737 را تصويب كردكه در آن اين شورا علاوه بر موارد ديگر از آورده است:

* شورا تاييد مي‌كند كه ايران بايد بدون تاخير بيشتر اقدامات خواسته شده در قطعنامه GOV/200/14 شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي را انجام دهد و اين امر براي اعتمادسازي درباره اهداف صرفاً صلح آميز برنامه هسته‌اي اين كشور و حل موضوعات باقي‌مانده اساسي است.(پارگراف اجرايي 1)

* شوراي امنيت تصميم بر اين گرفت كه ايران بايد بدون هرگونه تاخير بيشتر، فعاليت‌هاي زير را كه از لحاظ گسترش تسليحات هسته‌اي حساس هستند، تعليق كند:
- همه فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه و اين امر بايد توسط آژانس مورد تاييد قرار گيرد. و
- همه فعاليت‌ها بر پروژه‌هاي مربوط به آب سنگين از جمله ساخت يك راكتور تحقيقاتي آب سنگين. اين امر نيز بايد توسط آژانس مورد تاييد قرار گيرد. (پاراگراف اجرايي 2)

* شورا تصميم بر اين گرفت كه ايران بايد امكان دسترسي و همكاري درخواست شده از سوي آژانس را فراهم آورد تا اين نهاد بتواند تعليق در مواردي كه در بالا ذكر شد را و همچنين مسايل مهم باقي‌مانده مندرج در گزارش‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي را مورد تاييد قرار دهد. اين شورا از ايران مي‌خواهد كه سريعاً پروتكل الحاقي را مورد تصويب قرار دهد (پاراگراف اجرايي 8)

* از مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مي‌خواهد ظرف 60 روز گزارشي را درباره اين امر تهيه كند كه آيا ايران تعليق كامل و مداومي بر همه فعاليت‌هاي ذكر شده در قطعنامه ارايه كند. بعلاوه اين كه گزارشي درباره تمكين ايران به همه موارد درخواست شده از سوي شوراي حكام آژانس و يا به ديگر مفاد مندرج در قطعنامه به شوراي امنيت سازمان ملل و همزمان با آن به شوراي حكام آژانس ارايه كند تا از سوي اين دو نهاد مدنظر قرار گيرد. (پاراگراف اجرايي 23)

3- اين گزارش كه به شوراي حكام و به موازات آن به شوراي امنيت ارايه مي‌شود شامل همه تحولاتي است كه از گزارش 14 نوامبر 2006 مدير كل آژانس به بعد ارايه شده است.

A- فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي اورانيوم
4- ايران از 14 نوامبر 2006 به بعد به راه‌اندازي ماشين‌هاي تكي بعلاوه آبشار 10 و 24 و 164 سانتريفيوژي در مركز غني‌سازي سوخت آزمايشي (PFEP) ادامه داده است و بطور متناوب گاز UF6 را به اين ماشين‌ها تزريق كرده است. ايران بين 2 نوامبر 2006 و 17 فوريه 2007 اعلام كرد كه در كل حدود 66 گرم گاز UF6 را به اين روند تزريق كرده و توانسته غني‌سازي را تا اورانيوم 235 با غناي 5 درصد انجام دهد. نمونه‌هاي محيطي برداشته شده در آن زمان غني‌سازي در سطح اورانيوم 235 با غناي 2/4 درصد را در نخستين آبشار غني‌سازي 164 سانتريفيوژي تاييد مي‌كند.(GOV/2006/64، پاراگراف 4)

5- آژانس ارزيابي خود را از راستي‌آزمايي اقلام فيزيكي PIV را از مواد موجود در مركز PFEP انجام دهد كه اين كار بين 16 الي 18سپتامبر 2006 انجام شد(GOV/2006/64 پاراگراف 3) و به اين نتيجه رسيد كه موجودي مواد هسته‌اي اعلام شده از سوي ايران مطابق با نتايج تحقيقات حاصله از راستي‌آزمايي اقلام فيزيكي است.

6- ايران در 18 دسامبر 2006، به بازرسان آژانس امكان دسترسي به سوابق كاري مربوط به سنجش عيار محصول و مواد ته‌مانده را در مركز PFEP فراهم آورد (GOV/2006/64 پاراگراف 4). در طول ديداري كه از ايران و بين 15 و 18 ژانويه 2007 انجام شد،‌ اين آژانس خواستار شفاف‌سازي بيشتري از سوي ايران در رابطه با اطلاعاتي شد كه از سوي تهران ارايه شده بود. اما هنوز شفاف‌سازي در اين زمينه انجام نشده است.

7- در طول ديداري كه در ژانويه 2007 از ايران صورت گرفت ايران به اطلاع آژانس رساند كه در نظر دارد در اواخر فوريه 2007 تزريق UF6 را به آبشاري كه در مركز غني‌سازي سوخت FEP نصب شده،‌ انجام داده و به توسعه سريع 18 آبشار ديگر در يك سالن متشكل از 3 هزار دستگاه ادامه داده و بتدريج و تا ماه مي 2007 آنها را راه‌اندازي كند. اين آژانس با يادآوري اين مطلب كه تدابير پادمان هسته‌اي بايد در مركز غني‌سازي سوخت FEP به مرحله اجرا در آيد (GOV/2006/53 پاراگراف 6) تاكيد مي‌كند كه اين تدابير بايد پيش از انتقال مواد به تاسيسات مورد نظر به مرحله اجرا در آيد. آژانس بار ديگر ضرورت نظارت از راه دور در مركز غني‌سازي سوخت و مركز PFEP را به ايران يادآور مي‌شود.

8- ايران در نامه‌اي به تاريخ 23 ژانويه 2007،‌ از توافق در اين زمينه كه در اين مرحله از نظارت از راه دور استفاده شود،‌ خودداري كرده و از آژانس خواست كه اساس حقوقي اجراي نظارت از راه دور را تشريح كند. بعلاوه اين كه مثالي بياورد كه در كدام يك از كشورهاي دنيا تدابير مشابهي در مراكز حساس آن كشورها به مرحله اجرا گذاشته شده است. آژانس توضيحات لازم را در نامه‌اي به تاريخ 9 فوريه 2007 به ايران ارايه كرد و منتظر پاسخ تهران به اين نامه است. در همين حين، اين نهاد با ترتيبات راستي‌آزمايي موقت در مركز سوخت هسته‌اي موافقت كرد. بازرسي‌هاي بازرسان مكرر انجام شده است ولي امكان نظارت از راه دور فراهم نيامده است. آژانس يادآور مي‌شود كه اين ترتيبات پيش از آن كه تزريق UF6 به آبشارها صورت گيرد،‌ اجرا شده است. به اطلاع ايران رسيد كه اين ترتيبات كه اكنون نيز جاري است تنها تا مدتي اعتبار دارد كه تعداد ماشين‌هاي نصب شده در مركز FEP از 500 دستگاه تجاوز نكند و به محض اين كه شمار دستگاه‌ها بيشتر شود، همه تدابير پادماني مورد نياز بايد به مرحله اجرا درآيند.

9- در طول راستي‌آزمايي اطلاعات مربوط به طراحيDIV كه در تاريخ 17 فوريه 2007 در مركز سوخت هسته‌اي FEP به مرحله اجرا درآمده است،‌ به اطلاع بازرسان آژانس رسيد كه دو آبشار غني‌سازي 164 دستگاهي نصب شده‌اند و تحت خلاء كار مي كنند و دو آبشار 164 سانتريفيوژي نيز در مرحله نهايي نصب قرار دارد. با توجه به اين مطلب، آژانس در نامه 19 فوريه 2007 خود از ايران خواست كه ترتيباتي اتخاذ كند كه جابجايي دوربين‌ها در ديدار بعدي آژانس از مركز FEP كه قرار است 3 الي 5 ماه مارس 2007 صورت گيرد، به سالني انجام شود كه آبشارها در آنجا قرار دارند. مسئله نصب دستگاه‌هاي نظارت از راه دور مسئله‌اي است كه بايد مورد حل و فصل قرار گيرد.

10- بين ژانويه تا فوريه 2007 آژانس نمونه‌هاي اساسي محيطي برداشت و نصب تدابير بازرسي و نظارتي را در مركز غني‌سازي سوخت FEP آغاز كرد. ايران در 31 ژانويه 2007 حدود 7/8 تن از UF6 طبيعي را با استفاده از يك مخزن از مركز UCF تبديل اورانيوم به مركز غني‌سازي سوخت منتقل كرد. اين مخزن‌ها به مخزن تخليه سوخت متصل شده است و اين مخزن توسط آژانس مهر و موم شده است. تا 17 فوريه 2007 هيچگونه گاز UF6 به روندي كه در مركز FEP جاري است تزريق نشده است.

11- آژانس بين‌المللي انرژي اتمي هيچ اطلاعاتي درباره سرهم كردن سانتريفيوژ‌ها و يا ساخت و توليد اجزاي سانتريفيوژ و تجهيزات همراه آن در ايران در اختيار ندارد كه ارايه كند. به هر حال ايران در مركز PFEP در حال امتحان اوليه پره‌هايي است كه براي مركز سوخت هسته‌اي FEP لازم است.

B- فعاليت‌هاي مربوط به بازفرآوري

12- آژانس از طريق بازرسان خود و يا راستي‌آزمايي اطلاعات مربوط به طراحي و تجزيه و تحليل تصاوير ماهواره‌اي، بر كار استفاده از سلول‌هاي داغ در راكتور تحقيقاتي تهران TRR و در مركز توليد فلز ديرگداز "موليبدنوم" و راديو ايزوتوپ‌هاي يدين و ژنون و همچنين بر ساخت سلول‌هاي داغ در راكتور تحقيقات هسته‌اي ايران IR-40 در اراك نظارت داشته است.
نشانه‌اي دال بر فعاليت‌هاي جاري در زمينه بازفرآوري در اين تاسيسات و يا ديگر تاسيسات اعلام شده در ايران مشاهده نمي‌شود.

C- پروژه‌هاي مربوط به آب سنگين
13- آژانس در 29 ژانويه 2007 اقدام به انجام راستي‌آزمايي اطلاعات مربوط به طراحي در مركز راكتور تحقيقات هسته‌اي ايران IR-40 كرد و متوجه شد كه ساخت و ساز غيرنظامي در آنجا در جريان است. تصاوير ماهواره‌اي نشان مي‌دهند كه فعاليت‌ بر ايجاد مركز توليد آب سنگين نيز در جريان است.

D- موضوعات مهم باقي‌مانده
14 آژانس در 15 فوريه 2007 نامه‌اي به ايران نوشت و از آن پرسيد كه آيا قصدي براي حل و فصل مسايل باقي مانده و تعليق فعاليت‌هايي دارد كه در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل ذكر شده است. از ايران خواسته شد كه پروتكل الحاقي را تاييد كند و ايران در پاسخي كه به تاريخ 19 فوريه 2007 ارايه كرد بر آمادگي و تمايل كامل خود براي مذاكره بر سر شروط مندرج در قطعنامه درباره مسايل باقي‌مانده با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تاكيد كرد و اعلام كرد و خواستار تضمين براي رسيدگي به اين موضوعات در چارچوب آژانس بدون مداخله شوراي امنيت سازمان ملل شده بود.

D-1- برنامه غني‌سازي
D-1-1- آلودگي‌

15- مسئله منشاء مواد آغشته به اورانيوم با غناي پائين و اورانيوم با غناي بالا كه در برخي اماكن اعلام شده از سوي ايران كه در آنجا اجزاي سانتريفيوژها ساخته، به كار رفته و يا انبار شده‌اند هنوز لاينحل مانده است.( GOV/2006/53 پاراگراف 11). اين آلودگي‌ مشابه آلودگي‌اي بوده است كه در ايران در نمونه‌برداري از تجهيزات سانتريفيوژ و اجزايي كشف شد كه در ليبي نيز كشف شده بود و گفته مي‌شود كه از يك كشور خاص سرچشمه مي‌گيرد. آژانس همچنين اطلاعات اضافي از كشوري دريافت كرد كه اين آلودگي‌ها از آنجا منشاء گرفته بود به هر حال اين اطلاعات به طور كامل درباره آلودگي به اورانيوم با غناي پائين و يا آلودگي با غناي بالا را مشخص نمي‌كنند. با وجود اين كه اين اطلاعات مفيد بوده‌اند اما تدابير موجود و شيوه‌هاي مختلف ارزيابي، آژانس را به نتيجه‌اي درباره مبداء آلودگي با غناي پائين و يا آلودگي با غناي بر اساس اطلاعاتي كه از ايران و يا ديگر نقاط جهان به دست اين نهاد رسيده، سوق نمي‌دهد.
بنا بر اين تعيين صحت و كمال اظهارات ايران در اين خصوص تنها مي‌تواند از طريق درك كامل از دامنه و روندي صورت گيرد كه برنامه غني‌سازي ايران با استفاده از سانتريفيوژ طي كرده است و اين كار تنها مي‌تواند از طريق اجراي پروتكل الحاقي و تدابير شفاف‌سازي از سوي ايران محقق شود.

16- ايران در نامه‌اي كه در 30 نوامبر 2006 ارايه كرد موافقت كرد كه به آژانس اجازه دهد تا بار ديگر از تجهيزات موجود در دانشكده دانشگاه تهران كه در آن علاوه بر اورانيوم طبيعي مقداري مواد با غناي بالا كشف شد، نمونه‌برداري محيطي كند. نمونه‌هاي اوليه از اين مواد در ژانويه 2006 برداشته شده بود (GOV/2006/53 پاراگراف 24). كار نمونه برداي مجدد در 22 دسامبر 2006 انجام شد كه نتايج تحقيقات نشان از آلودگي به اوانيوم طبيعي و اورانيوم با غناي بالا در اين تجهيزات وجود دارند.
آژانس منتظر شفاف‌سازي ايران در ارتباط با منشاء آلودگي اين تجهيزات است كه در نمونه‌هاي ماه‌هاي ژانويه و دسامبر 2006 كشف شد.

17- ايران تاكنون به درخواست‌هاي ديرينه آژانس براي ارايه توضيحات در ارتباط با مسايل باقي‌مانده از جمله دسترسي و انجام نمونه برداري‌هاي بيشتر محيطي از تجهيزات و مواد مرتبط با مركز تحقيقات فيزيك PHRC ارايه نكرده است. ايران همچنين موافقت نكرده كه به آژانس اجازه دهد با يكي ديگر از روساي سابق مركز تحقيقات فيزيك مصاحبه كند.

D-1-2- دستيابي به فناوري سانتريفيوژهاي P1 و P2

18- ايران هيچگونه اطلاعاتي درباره برنامه سانتريفيوژهاي P1 و P2 خود در اختيار آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قرار نداده است.(GOV/2006/53 پاراگراف 12 الي 13)

D-2- فلز اورانيوم
19- ايران هنوز يك كپي از سند 15 صفحه‌اي كه در آن روند كاهش UF6 به فلز اورانيوم و ريخته‌گري و ابزارآلات ريختن اين فلز اورانيوم غني‌شده و ضعيف شده به نيم‌كره‌ها توضيح داده شده ،‌ در اختيار آژانس قرار نداده است (GOV/2006/53 پارگراف 14). اين سند در اختيار آژانس باقي مانده است و به هر حال در دسترس بازرسان آژانس قرار دارد.

20- آژانس به درخواست خود از ايران براي ارايه شفافيت لازم درباره آزمايشات جداسازي پلوتونيوم اداه مي‌دهد(GOV/2006/53 پارگراف 15 الي 17). آژانس در ديداري كه در 17 ژانويه 2007 از ايران انجام داد به اين كشور درباره مسايل ناهمخوان باقي‌مانده در ارتباط با آزمايشات پلوتونيوم خود يادآور شده و اعلام كرده تازماني كه ايران اطلاعات اضافي را ارايه نكند اين مسايل مهم باقي مانده بطور رضايت‌بخشي قابل حل و فصل نيست.
ايران عنوان كرده كه اطلاعات ديگري ندارد كه در اختيار آژانس قرار دهد. راستي‌آزمايي كمال و درستي اظهارات ايران در اين زمينه مي‌تواند تنها از طريق اجراي پروتكل الحاقي و تدابير مورد نياز در زمينه شفافيت‌سازي تعيين شود.

21- آژانس در نشست 17 ژانويه 2007 خود از ايران همچنين درباره وجود مواد آغشته به اورانيوم با غناي بالا كه در نتيجه تجزيه و تحليل نمونه‌هاي محيطي برداشته شده از مخازن سوختي در تاسيسات انبار مواد زائد كرج يافت شده، به بحث نشست (GOV/2006/53 پاراگراف 17). بعلاوه اين كه نتايج تجزيه‌وتحليل‌ها در نامه‌هاي به تاريخ 12 ژانويه 2007 درباره نمونه‌هاي برداشته شده از همان مخازن سوخت مصرفي در مركز تحقيقات هسته‌اي تهران TNRC با ايران مطرح شد. ايران در پاسخ بر موضع خود مبني بر اين امر تاكيد كرد كه آلودگي با غناي بالا موجود در اين مخازن كرج از نشت سوخت راكتوري بوده كه در مركز TRR پيش آمده است. به دنبال دريافت نامه‌اي از ايران به تاريخ 28 ژانويه 2007 كه در آن تهران بر موضع خود در ارتباط با منبع اين آلودگي با غناي بالا پافشاري كرده بود، آژانس در نامه‌اي ديگر به تاريخ 9 فوريه 2007 از ايران درخواست كرد اطلاعات جزئي و اسناد تاييد كننده‌ در ارتباط با سرهم كردن سوخت راكتور مذكور را به دست اين آژانس برساند.

E- ديگر موضوعات اجرايي

22- در طول فعاليت تبديل اورانيوم كه در مركز UCF اصفهان انجام شد و از ژوئن 2006 آغاز شد ، در كل 110 تن اورانيوم به صورت اوره اورانيوم به اين روند وارد شد. طرف فعال در اين مركز در نظر دارد كه موجودي فيزيكي سالانه خود را در فوريه 2007 اعلام كند و اين امر توسط آژانس در ماه مارس 2007 مورد تاييد قرار خواهد گرفت. تا پايان ژانويه 2007 و از زمان آغاز به كار مركز اصفهان حدود 175 تن از اورانيوم به صورت UF6 درآمده‌اند. همه UF6 توليد شده تحت نظارت و تدابير بازرسي آژانس قرار گرفته است.

E-2- تعيين بازرسان
23- آژانس در 17 ژانويه 2007 نامه‌اي از ايران دريافت كرد كه در آن به آژانس اطلاع داده شده بود كه ايران در موقعيتي نيست تا بتواند صلاحيت 10 بازرس تعيين شده از سوي اين آژانس را تاييد كند و در خواست كرده بود كه جايگزيني در بازرساني صورت گيرد كه آژانس را ترك كرده‌اند. ايران همچنين با ادامه فعاليت 38 نفر از بازرسان ديگري كه قبلاً‌ در اين كشور فعال بودند،‌ مخالفت كرد. آژانس در يادداشتي در 23 ژانويه 2007 مراتب تاسف خود را درباره تصميم ايران اعلام كرد و از تهران خواست در آن تجديدنظر كند. آژانس به اطلاع ايران رساند كه اين تصميم به نابودي انعطاف در بازرسي‌ها و استفاده غيركارآمد از منابع منجر مي‌شود. آژانس تاكنون پاسخي در اين باره از ايران دريافت نكرده است.

E-3- ديگر موضوعات

24- تحول تازه‌اي در زمينه فعاليت‌هاي استخراجي اورانيوم ايران و آزمايشات اين كشور در زمينه پلوتونيوم يافت نمي‌شود (GOV/2005/67 پاراگراف 26 الي 31 و 34)

F- تدابير شفاف‌سازي

25- ايران با هيچ يك از تدابير شفاف‌ساز مورد درخواست موافقت نكرده است. تدابيري كه براي روشن كردن برخي از جنبه هاي خاص درباره ماهيت و دامنه برنامه هسته‌اي ايران ضرروي بودند. علاوه بر تدابيري كه در بالا به آنها اشاره شد، اين امر همچنين شامل مباحثي درباره اطلاعاتي مي‌شود كه به آژانس درباره مطالعات مربوط به آن چه كه پروژه نمك سبز خوانده مي‌شود، ارايه شده است. اين امر به تبديل دي‌اكسيد اورانيوم به UF4 (موسوم به نمك سبز ) و به ماده بسيار انفجاري و طراحي دستگاه re-entry موشكي مربوط مي‌شود.(GOV/2006/64 پاراگراف 19).

G- خلاصه

26- ايران با توجه به توافق پادمان‌هاي ان‌پ‌تي به آژانس امكان دسترسي به مواد و تاسيسات هسته‌اي اعلام‌شده‌اش را داد و گزارش‌هاي حسابرسي لازم درباره مواد هسته‌اي مورد نياز خود را در ارتباط با اين مواد و تاسيسات ارايه كرد.

27- آژانس قادر بوده است كه عدم انحراف مواد هسته‌اي اعلام شده ايران را تاييد كند. آژانس به هر حال قادر نبوده است كه پيشرفت بيشتري براي روشن كردن كامل تحولات گذشته در زمينه برنامه هسته‌اي خود و برخي از جنبه هاي مرتبط با دامنه و ماهيت اين برنامه ارايه كند. از اين رو آژانس قادر نيست كه نبود ماده و يا فعاليت اعلام نشده‌اي در ايران را تا زماني كه ايران به مسايل و موضوعات باقي‌مانده از طريق اجراي پروتكل الحاقي و انجام تدابير لازم شفاف‌ساز رسيدگي نكرده، تاييد كند. پروتكل الحاقي در 18 دسامبر 2003 به امضاي ايران رسيده است اما تاكنون به مرحله اجرا در نيامده است.

28- ايران هنوز فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي را به مرحله اجرا درنياورده است. ايران به كار در مركز PFEP ادامه مي‌دهد. اين كشور به ساخت و ساز در مركز FEP از جمله نصب آبشارها ادامه مي‌دهد و UF6 را به FEP منتقل كرده است. ايران همچنين به پروژه‌هاي مربوط به پروژه آب سنگين ادامه مي‌دهد. ساخت راكتور IR-40 و عمليات مركز توليد آب‌سنگين ادامه دارد. در عوض هيچ نشانه‌اي از بازفراوري در ايران و در مراكز از پيش اعلام شده، مشاهده نمي‌شود.

29- همانگونه كه از سوي مدير كل در نشست شوراي حكام آژانس در نوامبر 2006 اعلام شده است (GOV/OR/1174 پاراگراف 86 الي 94 ذكر شده است و با توجه به وجود فعاليت‌هاي اعلام نشده در ايران در 20 سال گذشته، لازم است كه ايران با حداكثر همكاري و شفافيت خود براي آژانس اين امكان را فراهم آورد كه از تاريخچه كامل برنامه آن اطلاع يابد. بدون اين همكاري‌ها و شفافي‌ها،‌ آژانس نخواهد توانست كه درباره نبود مواد و فعاليت‌هاي هسته‌اي اعلام نشده در ايران و يا درباره ماهيت صرفاً صلح‌آميز برنامه هسته‌اي ايران كشور تضمين ارايه كند.

30- مدير كل به گزار‌ش‌هاي مقتضي ادامه خواهد داد.