به گزارش ايرنا، "خانه ايران (maison de l’iran) با قدمتي بيش از 40 سال مدتي است در گرماگرم برنامه هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سعي مي کند فرايند احيا و بازيابي قابليتهاي راکد مانده خود را دنبال کند.
بسياري از ايرانيان از نزديک به دو دهه پيش اين مرکز را که در شماره 71 خيابان شانزه ليزه يکي از بهترين بخشهاي پاريس واقع شده است، فراموش کرده يا آنانکه نامي از آن به خاطر دارند از خود مي پرسند اين خانه اکنون به چه کاري مشغول است و برنامه دولت براي آن چيست؟
شايد بتوان بخشي از پاسخ به اين سوال و چشم انداز نويني را که برنامه هاي دولت جمهوري اسلامي ايران و سازمان ميراث فرهنگي براي احيا و تجديد ساماندهي اين مرکز مهم و پرسابقه دارد، از سخنان برزين دريافت.
برزين در گپ و گفتي صميمانه با خبرنگار ايرنا در حاشيه نمايشگاه تخصصي گردشگري "تاپ رزاي" پاريس مي گويد: "خانه ايران بايد نماي عظمت و اقتدار فرهنگي ايران، محلي براي اطلاع رساني و معرفي ظرفيتهاي فرهنگي، هنري و اقتصادي ايران به ملتهاي ديگر و سرپناه و حامي ايرانيان باشد."
او اضافه مي کند: "خانه ايران بايد به صورتي درآيد که همه ايرانيان با هر سليقه و تفکري، اگر مشکلي در هر زمينه اي دارند و يا اگر راهنمايي مي خواهند، چه در زمينه حقوقي، کنسولي و زمينه هاي ديگر، بتوانند به آن رجوع کنند. "
برزين در يک کلام مي گويد: "خانه ايران بايد به معناي واقعي کلمه، خانه ايرانيان باشد و اين اتفاق به گفته او فقط محدود به خانه ايران در فرانسه نيست. در ديگر کشورها نيز بايد اين اتفاق بيفتد."
به گفته اين مقام مسئول "در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي، شخص مهندس مشايي پيگير اين موضوع است و در جلساتي با شرکت تمام ارگانهاي مربوط و از جمله با وزارت امور خارجه در حال پيگيري کردن آن است و اميدواريم به زودي نتيجه اش به اطلاع عموم برسد و در عمل در واقع تاسيس اين خانه ها با وظايف و ساختار جديد متناسب با نيازهاي جديد آغاز شود."
وي با اذعان به اينکه به رغم تلاش مجدانه و شبانه روزي دست اندرکاران خانه ايران، اين نهاد هنوز با وضع مطلوب فاصله زيادي دارد مي گويد: "خانه ايران در اينجا، آنچه که بايد باشد نيست. اين به آن دليل نيست که مسئولان آن در اينجا نتوانسته اند آن را به خوبي اداره کنند. بلکه بدليل مشکلات ساختاري، عملکردهاي سليقه اي، فراز و فرودها و نبود يک سياست مشترک و واحد در دوران مديريتهاي مختلف گذشته است."
بسياري مي گويند، خانه ايران مي تواند بصورت يک تابلو و يک نماد ايران در بهترين نقطه پاريس در معرض ديد ميليونها گردشگري که بي شک سالانه از اين خيابان ديدن مي کنند باشد و آنها را به ايران و فرهنگ و هنر ايران متوجه کند ولي اکنون چنين شرايطي را ندارد و تنها بعنوان يک رستوران شناخته مي شود که در کنار آن برخي خدمات گردشگري و بازرگاني بصورت کم رنگ عرضه مي شود.
برزين مي گويد: "بايد بتوانيم با برنامه اي منسجم که با تغيير مديريتها، دچار خدشه نشود خانه ايران را به موقعيت درخور آن برسانيم."
او مي افزايد: "يکي از مشکلات ما اطلاع رساني در عرصه گردشگري ايران است. در اين زمينه ما همانند بسياري از کشورهاي پيشرفته به دفاتر اطلاع رساني نياز داريم که همه امور مربوط به اين موضوع را پيگيري کنند."
به گفته برزين: "ايرانيان به خدمات مختلفي مانند خدمات حقوقي، کنسولي و راهنمايي هاي محلي نياز دارند. و اين عوامل ايجاب مي کند خانه ايران با آرايشي نوين به فعاليت ادامه دهد. علاوه بر اين برنامه هاي مختلف فرهنگي، هنري، مراسم، سمينارها و کنفرانسهاي مختلفي مورد نياز است و بايد براي ايرانيان و همچنين فرانسويان در ارتباط با ايران برگزار شود و خانه ايران مي تواند با يک نگاه جامع همه اينگونه خدمات را در حوزه وظايف خود منظور کند."
وي در پايان تاکيد مي کند: "دولت جمهوري اسلامي ايران حامي همه ايرانيان در تمام دنيا است. هر کسي که ايراني است بايد زير چتر حمايتي جمهوري اسلامي ايران باشد و خانه ايران بايد بستر و محملي براي اجراي همين اصل و موضوع بسيار ضروري، باشد."