منوچهر محمدي در گفتگوي مشروح با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس به سياست خارجي دولت نهم و اولويت‌هاي سياست خارجي دولت دهم پرداخت.
وي در اين گفتگو بر اين باور است كه احمدي‌نژاد شالوده نظام سلطه را شكست و دولت نهم به همان ارزش‌هاي حاكم و اصول و آموزه‌هاي امام (ره) بازگشت.
استاد دانشگاه تهران درباره اولويت‌هاي دولت دهم در عرصه سياست خارجي با اشاره به دخالت برخي از كشورهاي غربي در انتخابات اخير ايران، خاطرنشان كرد: دولت دهم در برخورد با اين كشورها بايد به عنوان طلبكار وارد شود.
محمدي از جمله كساني است كه به برقراري رابطه با آمريكا خيلي خوشبين نيست.
وي همچنين معتقد است كه عدم حضور احمدي‌نژاد در اجلاس اخير سران جنبش عدم تعهد در شرم الشيخ اقدامي به جا و مناسب بود.
مشروح اين گفتگو را در زير مي‌خوانيد.


* جنگ با نظام سلطه يك جنگ دائمي و درازمدت است

وي در اين گفتگو در خصوص انتقادات وارده به سياست خارجي دولت نهم به خصوص از سوي برخي اصلاح‌طلبان، گفت: مشكل ما با دوستان اصلاح‌طلب بر سر چارچوبه كلي سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي است.
محمدي افزود: متاسفانه دوستان به اهداف سياست خارجي كه در قانون اساسي و در فرمايشات امام (ره) آمده توجهي ندارند. انقلاب اسلامي صرفاً يك انقلاب ملي نبود كه رژيم شاه را سرنگون كند، بلكه با اهداف كلان جهاني كه مهم‌ترين آنها تقابل با سلطه و تغيير ساختار نظام سلطه بود، پيروز شد. امام (ره) بارها فرموده بودند كه تا يك سلطه‌گر در دنيا باشد مبارزه با سلطه‌گران ادامه خواهد داشت.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه جنگ با نظام سلطه يك جنگ دائمي و درازمدت است و در قانون اساسي نيز به آن اشاره شده، اظهار داشت: حمايت از مستضعفين، دفاع از مسلمانان جهان و تقابل با نظام سلطه جزو اهداف تغييرناپذير ماست.
وي گفت: سؤال اين است كه آيا ما مي‌خواهيم همچنان در اين قالب سياست خارجي خود را تدوين كنيم يا اينكه اهداف و اصول حاكم بر سياست خارجي را كنار بگذاريم؟
محمدي با بيان اينكه بنده به عنوان معلم سياست خارجي با تكيه بر اصول و معيارهايي كه در انقلاب شكل گرفت اولين كتاب اصول سياست خارجي را در سال 1364 به رشته تحرير درآوردم، اظهار داشت: متاسفانه در عمل ملاحظه مي‌كنيم كه بعضي از دولت‌هاي بعد از انقلاب اصلاً درك درستي از اين موضوع نداشته و بلكه باور هم نداشتند. زماني كه امام (ره) فتواي تاريخي خود عليه سلمان رشدي را صادر كردند در همان زمان برخي از وزراي كابينه آقاي ميرحسين موسوي نسبت به اين قضيه معترض بودند.
وي دوره اصلاحات را «شيفت‌» كاملي از چارچوب اصول سياست خارجي حضرت امام (ره) و جمهوري اسلامي عنوان كرد و گفت: در اين دوران تعريف جديدي از منافع ملي مطرح و گفته شد كه ما بايد بچه خوبي براي قدرت‌هاي بزرگ باشيم و با آنها كنار بياييم.
اين كارشناس ادامه داد: بارها از من سؤال مي‌شد كه آيا ما مي‌خواهيم در قالب نظام بين‌المللي كار كنيم يا عليه آن هستيم؟ كه بنده جواب مي‌دادم امام (ره) در سال 1342 تكليف را روشن كردند؛ آن روزي كه امام قيام كرده و گفتند «آمريكا از شوروي بدتر، شوروي از انگليس بدتر، انگليس از هر دو پليدتر، همه از هم پليدتر» و ما همانگونه كه با آمريكاي جهانخوار مخالفيم با شوروي سلطه‌گر كمونيستي نيز مخالف هستيم. همچنين زماني در دوران جنگ ايراد مي‌گرفتند كه تا چه زماني مي‌خواهيم بجنگيم، امام فرمودند «جنگ جنگ تا رفع كل فتنه در عالم».

* دولت نهم به همان ارزش‌هاي حاكم و اصول و آموزه‌هاي امام (ره) بازگشت

محمدي در ادامه با بيان اينكه دولت نهم «نوآور» سياست خارجي جديدي نبود، اظهار داشت: دولت نهم به همان ارزش‌هاي حاكم و اصول و آموزه‌هاي حضرت امام (ره) بازگشت و علت اينكه اعتراض و جيغ بسياري در داخل و خارج از كشور بلند شد اين بود كه متاسفانه آنها از اين اصول و ارزش‌ها عدول كرده بودند و اين آموزه‌ها براي آنها ثقيل بود.
وي اضافه كرد: اين مسئله اهميت دارد كه ما مي‌خواهيم عزت، حكمت و مصلحت را در چه قالبي تعريف كنيم. آيا اگر قدرت‌هاي سلطه‌گر از ما تعريف و تمجيد كنند اين به معناي عزت، حكمت و مصلحت است؟
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: بر سر پيغمبر ما خاكستر مي‌ريختند ولي ايشان همچنان به تبليغ خود ادامه مي‌داد.
وي با اشاره به فرمايش حضرت امام (ره) مبني بر اينكه اگر روزي آمريكاي جنايتكار از ما تعريف كند ما بايد عزا بگيريم، اظهار داشت: من گاهي خودم را جاي دوستان اصلاح‌طلب مي‌گذارم و مي‌گويم چرا اينها كه مورد حمايت قدرت‌هاي سلطه‌گر قرار مي‌گيرند، عزا نمي‌گيرند.
محمدي خاطرنشان كرد:‌ اشكالي كه در اين زمينه وجود دارد اشكال مبنايي است يعني بين اصولگرايان و اصلاح‌طلبان در زمينه سياست خارجي اختلاف مبنايي وجود دارد.
اين كارشناس با اشاره به انتقاد كانديداهاي اصلاح‌طلب دهمين دوره انتخابات مبني بر اينكه عزت ايران در دنيا خدشه‌دار شده است كه پس از آن بلافاصله مقام معظم رهبري عكس‌العمل نشان دادند، گفت: زماني كه درباره دستاوردها صحبت مي‌شود اگر فردي كوته‌نگر باشد به دنبال دستاوردهاي سريع و فوري است، اما زماني به آينده بنگرد و نگاهي وسيع داشته باشد هرگز در پي دستاوردهاي كوتاه‌مدت و زودگذر نيست.
محمدي اظهار داشت: گرچه دولت نهم دستاوردهاي ملموسي داشت ولي پايه‌اي را بنيان نهاد كه در درازمدت ما شاهد آثار و تبعات مثبت آن خواهيم بود. در همين دوره با ايستادگي و مقاومت در حوزه‌ هسته‌اي به موفقيت فوق‌العاده‌اي دست يافتيم و علاوه بر آن به فضا دسترسي پيدا كرديم. با اقتدار تهديد نظامي را از سر خود حذف كرده و در عين حال توانستيم تهديدات را به فرصت‌ها تبديل كنيم.
به گفته اين استاد دانشگاه فرصت‌هاي شگرفي كه ما در ابعاد علمي، اقتصادي و نظامي پيدا كرديم ناشي از همين مقاومت، ايستادگي و تبديل تهديدات به فرصت‌ها بوده است.
وي گفت: به اعتقاد من دوستان ابتدا بايد تكليف خود را با عينكي كه به چشم مي‌زنند روشن كنند كه اين عينك چيست؟ آيا عينكي است كه امام (ره) براي ما تعريف كرده‌اند و در قانون اساسي تعريف شده يا آن را كاملاً كنار گذاشته‌اند؟ علاوه بر آن در نقدي كه مطرح مي‌كنند ابتدا فصل مشترك ما كه فصل مشترك قانون اساسي، ولايت فقيه و سياست نه شرقي و نه غربي است را بازتعريف كنند تا ببينند آيا از آن واقعاً سياست‌هاي منفعلانه استخراج مي‌شود يا خير.

* احمدي‌نژاد شالوده نظام سلطه را شكست

اين كارشناس طرح موضوعاتي چون هولوكاست و يا نگاه به شرق دولت نهم را مواردي خواند كه شالوده نظام سلطه را به چالش كشاند و افزود: احمدي‌نژاد شالوده شكني كرد و دقيقاً در راستاي آموزه‌هاي امام (ره) گام برداشت. مگر امام (ره) نفرمودند «اسرائيل غده سرطاني است و بايد نابود شود»، احمدي‌نژاد نيز همين را گفت.
وي خطاب به اصلاح‌طلبان گفت: آيا قانون اساسي و آموزه‌هاي امام (ره) را قبول داريد؟ آيا بايد در قالب آنها حركت كنيم؟ زماني قانون اساسي به صراحت مي‌گويد كه براي زمينه‌سازي حاكميت جهاني اسلام حركت ‌كنيم و حمايت از نهضت‌هاي آزاديبخش جزو اصول قانون اساسي ما و دفاع از حقوق مسلمانان در سراسر جهان جزو وظايف ماست، آيا اين موارد مورد قبول شما (اصلاح‌طلبان) نيز هست؟
محمدي درباره نامه‌هاي ارسالي از سوي محمود احمدي‌نژاد به برخي از سران كشورها از جمله فرانسه و آمريكا و انتقادات وارده در اين زمينه، اظهار داشت: اگر توجه ما فقط به دولت‌ها به عنوان يك ركن اساسي ديپلماسي باشد، ديپلماسي عمومي جايگاهي نخواهد داشت. ديپلماسي عمومي بايد بخش عمده سياست خارجي ما را در برگيرد.
وي با بيان اينكه توجه ديپلماسي عمومي بايد به ملت‌ها، توده‌ها، جوامع و گروه‌هاي سياسي - اجتماعي باشد، گفت: زماني امام (ره) به گورباچف نامه نوشتند، اگر مي‌خواستند فقط در قالب ديپلماسي رسمي باشد لازم نبود علني باشد. اگرچه اين نامه خطاب به گورباچف بود اما نامه امام (ره) خطاب به كل ملت اتحاد جماهير شوروي بود و امروز نامه امام (ره) به گورباچف جزيي از تاريخ تحولات جهان كمونيسم به شمار مي‌آيد.
استاد دانشگاه تهران با ذكر اين نكته كه مكاتبات احمدي‌نژاد و سخنراني‌هاي ايشان در سازمان ملل و دانشگاه كلمبيا جزيي از ديپلماسي عمومي است كه متاسفانه براي مدت‌ها مغفول واقع شده بود، خاطرنشان كرد: در دوره اصلاحات در مقابل نظريه برخورد تمدن‌ها، گفتگوي تمدن‌ها را مطرح و سالي را به عنوان سال گفتگوي تمدن‌ها پيشنهاد كردند كه همه اعضاي سازمان ملل حتي اسرائيل و آمريكا نيز به آن راي مثبت دادند.
وي با بيان اينكه سخنراني احمدي‌نژاد در دانشگاه كلمبيا 300 ميليون بيننده داشت، اظهار داشت: جان بولتون در اين زمينه گفت كه احمدي‌نژاد به خواسته‌اش رسيد و توانست حرف و پيامش را به همه برساند.

* آزادي ملوانان انگليسي با آن تشريفات، مطلوب نبود

اين كارشناس درباره نقاط ضعف دولت نهم در عرصه سياست خارجي با بيان اينكه نقاط ضعف به تاكتيك‌هاي انتخاب شده برمي‌گردد، خاطرنشان كرد: ما در انتخابات تاكتيك‌ها تجربه كلاني نداشتيم و طبيعتاً امكان دارد در اين مسائل برخوردهاي سليقه‌اي نيز صورت گيرد و اشتباهاتي رخ دهد مثل ماجراي آزاد كردن ملوانان انگليسي.
وي ادامه داد: از نظر من آزادي اين ملوانان با آن تشريفات مطلوب نبود و هيچ ضرورتي نداشت كه آنها را با آن وضعيت آزاد كنند. از اين نوع اشكالات و نقاط ضعف ممكن است وجود داشته باشد، اما اين مسائل در روند حركت كلي سياست خارجي تاثيرگذار نيست، بلكه كسب تجربه است.
محمدي دعوت از رئيس جمهور براي شركت در اجلاس سران شوراي همكاري خليج فارس در دوحه را موفقيتي براي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران برشمرد و افزود: اين شورا به تشويق قدرت‌هاي سلطه‌گر براي تقابل با ايران و ابزاري در اختيار اين قدرت‌ها براي اعمال فشار به ايران ايجاد شد و اگر دولت جمهوري اسلامي مي‌تواند شرايطي را فراهم كند كه اين شورا از رئيس جمهور ايران براي حضور در اجلاس آن دعوت به عمل آورد، توفيق خوبي است؛ چرا كه ديپلماسي ايران موفق شده اين نهاد را كه قرار بوده در تضاد با ايران باشد به بستر همكاري، تفاهم و دوستي مبدل سازد.
به گفته اين كارشناس نبايد به مسائل جزيي پرداخت و اين موفقيت بسيار ارزشمند را ناديده انگاشت.

* دولت دهم به عنوان طلبكار وارد شود

منوچهر محمدي در ادامه اين گفتگو و در خصوص اولويت‌هاي دولت دهم در عرصه سياست خارجي با بيان اينكه ما بايد تصويري از نظام بين‌الملل و آنارشيسمي كه بر اين نظام حاكم شده و به خصوص دخالت كشورهاي غربي در انتخابات اخير داشته باشيم، اظهار داشت: اين كشورها اشتباه بزرگي را مرتكب شدند، اينكه در امور داخلي ايران دخالت كرده و درصدد بودند انقلاب رنگين در ايران به راه بيندازند به نحوي كه حتي سران اين كشورها با حضور در تلويزيون، نظام جمهوري اسلامي را به نقد كشاندند.
به گفته وي دولت دهم در حال حاضر در برخورد با اين مجموعه كشورها بايد به عنوان يك طلبكار وارد تعامل شود.
اين استاد دانشگاه با اشاره به هرج و مرجي كه به خصوص بعد از بحران اقتصادي بر نظام جهاني حاكم است و اين كشورها با آن دست به گريبان هستند، گفت: اين كشورها نمي‌دانند چه مي‌خواهند انجام دهند و در واقع اختلافات بين آنها بسيار جدي شده و در مورد مدل و الگويي از نظام بين‌الملل به توافق نرسيده‌اند و هر يك از آنها درصددند گليم خود را از آب بيرون بكشند و ما بايد از اين شرايط درك درستي داشته باشيم.
وي تشتت‌هاي موجود در بين كشورها درباره مسائل جهاني را مورد اشاره قرار داد و افزود: يك روز پنج قدرت صاحب حق وتو، يك زمان 1+5 و زماني گروه هفت يا زمان ديگري گروه هشت، گروه 20 و ... مطرح مي‌شود و با مشكلاتي مواجه مي‌شوند كه قادر به حل آن نيستند. حتي هنوز در برخورد با ايران نتوانسته‌اند دقيقاً تصميم بگيرند كه چگونه مي‌خواهند با ايران تعامل داشته باشند، يك روز 1+5 مطرح مي‌شود و زماني دولت آمريكا عنوان مي‌كند كه خواستار مذاكره مستقيم با ايران است.
به گفته محمدي اين موارد همه نشانگر نوعي سرگشتگي و سرگيجي است كه در جامعه جهاني وجود دارد و دولت دهم بايد با اين جايگاه جديد و به عنوان يك طلبكار و اينكه ديگران به آن نيازمند هستند، برنامه‌ريزي كرده و به صورت موردي تصميم بگيرد.
اين كارشناس يادآور شد: اين به معناي آن نيست كه دولت دهم هر نوع پيشنهاد گفتگو و مذاكره را رد كند، بلكه با توجه به شرايط سياسي و اجتماعي و موضوع مورد بحث تصميم گرفته و براساس آن رفتار كند.
وي ادامه داد: دولت دهم بايد اين موضوع را مدنظر قرار دهد كه قدرت‌هاي غربي به دنبال كسب امتياز از ايران و خواستار عقب‌نشيني كشورمان هستند تا بتوانند خود را در جامعه جهاني موفق جلوه دهند.
استاد دانشگاه تهران اضافه كرد: جهان متشتت غرب بايد پذيرا شود كه ايران به عنوان يك قدرت مستقل و منسجم مي‌تواند نقش مهمي را در حل معضلات و بحران‌هاي سياسي و اجتماعي جهان بازي كند.
محمدي اظهار داشت: اينكه بحث مديريت جهاني مطرح مي‌شود بدين معناست كه جمهوري اسلامي ديگر به عنوان كشور جهان سومي با همان معاني مطرح نيست البته توسعه روابط با همسايگان، كشورهاي اسلامي و جهان سوم همچنان بايد در برنامه سياست خارجي دولت دهم قرار داشته باشد و حتي فعال‌تر و گسترده‌تر از گذشته به آن بپردازد.
به گفته وي قدرت ما در اين حوزه تعريف مي‌شود نه در دوستي و حسن رابطه با قدرت‌هاي سلطه‌گر.

* عدم حضور احمدي‌نژاد در اجلاس شرم‌الشيخ اقدامي به جا و مناسب

محمدي در ادامه اين گفتگو و در خصوص تعامل ايران و مصر با بيان اينكه ما بايد با همه كشورهاي اسلامي عليرغم اختلاف‌نظرهايمان رابطه برادري و حسن همكاري داشته باشيم، خاطرنشان كرد: مصر يكي از اين كشورهاست و به همين علت تا به حال دست دوستي جمهوري اسلامي ايران به طرف مصر دراز شده ولي قدرت‌هاي صاحب نفوذ اجازه ندادند چنين اتفاقي بيفتد.
وي درباره پانزدهمين نشست سران جنبش عدم تعهد در مصر و عدم حضور احمدي‌نژاد در اين نشست عليرغم دعوت به عمل آمده، اظهار داشت: زماني شما دستي را به طرف كسي دراز كرديد و فشار داده نشد، اگر دفعه دوم خواستيد دوباره دستتان را دراز كنيد اين شما هستيد كه عزتتان لگدمال مي‌شود. در مورد مصر واقعيت قضيه اين است كه جمهوري اسلامي بارها دست خود را به طرف مصر دراز كرده و حتي در مكاتبه‌اي كه در جريان غزه صورت گرفت از اين كشور خواسته شد اجازه دهد كمك‌هاي انسان‌دوستانه به غزه برسد كه اين درخواست مورد مخالفت قرار گرفت و كشتي ايراني به سر منزل نرسيد كه اين نهايت كوتاهي و كم لطفي مسئولين مصري بود.
محمدي بر اين باور است كه عدم حضور رئيس جمهور ايران در اجلاس شرم الشيخ اقدام به جا و مناسبي بود.
وي با اشاره به حضور متكي در اين اجلاس و ديدار با همتاي مصري‌اش‌، اظهار داشت: اين به معناي قطع كامل رابطه و تعامل نيست.

* ما روابط ديپلماتيك را قطع نكرديم

محمدي درباره رابطه با آمريكا با بيان اينكه بايد موضوع آمريكا را از سه ديدگاه مدنظر قرار داد «مذاكره و تعامل»، «برقراري رابطه ديپلماتيك» و «حل و فصل اختلافات و ايجاد رابطه دوستانه و صميمانه»، اظهار داشت: درباره مذاكره و تعامل، جمهوري اسلامي هيچ وقت نبايد از مذاكره فرار كند به شرط اينكه اين مذاكره بتواند سودي براي ايران به همراه داشته باشد و مشكلي را حل كند همانگونه كه در مورد عراق و افغانستان قبلاً مذاكره داشتيم.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اظهارات رئيس جمهور كشورمان مبني بر اينكه «ما اهل گفتگو هستيم منتها از موضع بالا، طلبكارانه، مدعي و نه بدهكار و متهم،» خاطرنشان كرد: اين ما نبوديم كه روابط ديپلماتيك را قطع كرديم. ما بر اين اعتقاديم كه بايد با همه كشورهايي كه آنها را به رسميت مي‌شناسيم رابطه ديپلماتيك برقرار كنيم كما اينكه در طول هشت سال جنگ تحميلي رابطه ديپلماتيك خود را با عراق قطع نكرديم.
وي ادامه داد: اين آمريكايي‌ها بودند كه رابطه ديپلماتيك را قطع و بعد از آن تحريم‌هايي را وضع و اموال ما را توقيف كردند و هنوز هم اين اموال در توقيف آنهاست و همواره بر طبل تغيير رژيم كوبيده‌اند.
محمدي تصريح كرد: تا زماني كه آمريكايي‌ها واقعيت نظام جمهوري اسلامي را نپذيرند و به ايران به عنوان يك قدرت مستقل احترام نگذارند و اقدامات گذشته از جمله توطئه‌ها، دخالت‌ در امور داخلي ايران و ... را جبران نكنند، مسلماً امكان برقراري رابطه ديپلماتيك وجود نخواهد داشت. اين شرايط را آنها بايد فراهم كنند.
استاد دانشگاه تهران همچنين تصريح كرد: تا زماني كه اين نظام سلطه‌‌گرانه باشد و خودش را آقا و برتر دنيا بداند و بخواهد خون ملت‌ها را شيشه كند، يقيناً حل و فصل اختلافات و برقراري رابطه دوستانه منتفي است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به شعار تغيير مطرح شده از سوي اوباما آيا احتمال برقراري روابط وجود دارد؟ اظهار داشت: بعيد مي‌دانم؛ زيرا اوباما تصميم‌گير نيست بلكه ساختار حاكم تصميم‌گيرنده است. اوباما از درون ساختار و با پذيرش شرايط حاكم مبني بر اينكه آمريكا مي‌تواند خواسته‌هايش را به جامعه جهاني ديكته كند به رياست جمهوري رسيد و هيچ وقت هم تغيير را تعريف نكرد.
محمدي گفت: اگر در اين مدت كوتاه شاهد برخي موارد هستيم تغييرات تاكتيكي است و سياست اوباما با بوش در مورد ايران هيچ فرقي نكرده است. بوش همواره عنوان مي‌كرد كه مسئله نظامي و حمله به ايران روي ميز قرار دارد و اوباما نيز همين حرف را مي‌زند. به خصوص با توجه به سلطه و نفوذ صهيونيسم بر ساختار حاكميتي آمريكا، اگر هم بخواهد نمي‌تواند تغييري ايجاد كند و شيوه همان شيوه است.
وي با بيان اينكه ما عكس‌العمل اوباما را در جريان اغتشاشات بعد از انتخابات رياست جمهوري ملاحظه كرديم، خاطرنشان كرد: من به برقراري رابطه خيلي خوشبين نيستم.

* در روابط تجديدنظر شود

استاد دانشگاه تهران درباره نحوه تعامل دولت دهم با برخي از كشورهاي اروپايي از جمله انگليس كه در قضاياي اخير در ايران دخالت داشتند، بر ضرورت تجديدنظر در روابط با اين كشورها تاكيد كرد و گفت: بايد طلبكارانه با اين كشورها برخورد كرد و درباره برخوردها و دخالت‌هاي آنها طلبكار بود.
وي درباره كاهش سطح روابط با اين كشورها نيز خاطرنشان كرد: در اين زمينه بايد بررسي دقيق و موردي صورت گيرد و تصميم مقتضي اتخاذ شود.

* موضوع از مرحله مذاكره و تفاهم گذشته است

محمدي درباره موضوع هسته‌اي ايران در دولت دهم با بيان اينكه اين موضوع از مرحله مذاكره و تفاهم گذشته است، خاطرنشان كرد: جمهوري اسلامي ايران كشور دارنده تكنولوژي و دانش هسته‌اي است و اين مسير برگشت‌ناپذير است. غربي‌ها نيز اين موضوع را قبول دارند و پذيرفته‌اند كه نمي‌توان زمان را به عقب برگرداند منتها نمي‌دانند چگونه از اين ماجرا خارج شوند و در واقع بحث بر سر خروج از اين پرونده است.

* برخورداري از كادر ديپلماتيك باورمند

وي در پايان اين گفتگو لازمه اجراي سياست خارجي فعال، طلبكارانه و مدعي را برخورداري از كادر ديپلماتيك باورمندي دانست كه به اصول و باورها اعتقاد داشته باشد و بتواند در صحنه جهاني از عزت ايران و اصول و اهداف سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران به نحو مطلوبي دفاع كند.
محمدي با بيان اينكه صحنه ديپلماسي با صحنه صنعت، كشاورزي و ... متفاوت است، خاطرنشان كرد: در صنعت، كشاورزي و ... مي‌توان از افرادي كه داراي گرايش‌هاي سياسي متفاوتي هستند بهره برد ولي در صحنه ديپلماسي كساني كه ديپلماسي كشور را نمايندگي مي‌كنند بايد با تمام وجود به آنچه كه بايد از آن دفاع كنند باور داشته باشند و در مقابل ساير قدرت‌ها از موضع قدرت و عزت برخورد كنند.
سيامك باقري كارشناس روابط بين‌الملل در گفتگو با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در ارزيابي خود از سياست خارجي دولت نهم و اولويت‌هاي سياست خارجي دولت دهم، گفت: سياست خارجي دولت نهم در چهار سال اخير اگرچه با ضعف‌هايي همراه بود اما نقاط قوت بسياري نيز داشته كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت.
وي با بيان اينكه يكي از عناصر ديپلماسي دولت نهم تهاجمي بودن آن است، افزود: ديپلماسي ايران طي چهار سال دولت نهم از حالت تدافعي و معمولاً‌ خنثي به سمت تهاجمي و حق به جانب بودن حركت كرد. باقري گفت: دومين شاخصه پرتحرك بودن اين ديپلماسي است به طوريكه ما شاهد بوديم هم در موضوعات و هم در مناطق جغرافيايي مختلف به صورت وسيع ديپلماسي ايران فعال بود كه اين موضوع بيانگر پويايي ديپلماسي نهم بوده است.
اين كارشناس روابط بين‌الملل شاخص سوم را ابتكار عمل ديپلماسي دولت نهم خواند و افزود: ابتكار عمل چه در حوزه هسته‌اي و چه در حوزه مسائل منطقه‌اي بسيار مهم است، وقتي كشوري قدرت ابتكار عمل داشته باشد سياست‌هاي خود را بهتر پيش خواهد برد، لذا بايد گفت كه ابتكار عمل ايران در نحوه تعامل با آمريكا نتايج مثبتي را براي ايران داشته است.
باقري ويژگي بعدي ديپلماسي دولت نهم را قدرت جبهه‌سازي آن دانست و اظهار داشت: ديپلماسي ما برحسب نوع برخوردهايي كه قدرت‌هاي غربي با ايران داشتند، توانست بازي با كارت فرصت‌ها در عرصه‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي در برابر مخالفت‌ها داشته باشد.
وي با ذكر اينكه ويژگي بعدي اين ديپلماسي رسانه‌اي كردن آن است، ادامه داد: دولت نهم توانست از ديپلماسي رسانه‌اي كه افكار عمومي را مورد خطاب قرار مي‌داد و آنها را بسيج مي‌كرد، بهره‌برداري كند و هوشمندانه در بسياري از موارد هدف‌هاي ايران را متحول سازد و در مجموع موفقيت‌هاي ديپلماسي ايران را مي‌توان در تحقق استراتژي حكمت، مصلحت و عزت دانست كه به تعبير بزرگان ما ديپلماسي عزتمندانه‌اي در اين دولت به اجرا گذاشته شد.
اين كارشناس روابط بين‌الملل يكي از مصاديق عيني شدن اين موفقيت‌ها را پيشرفت برنامه هسته‌اي ايران دانست، افزود: اگر برنامه هسته‌اي را با قبل از دولت نهم مقايسه كنيم، ملاحظه مي‌شود كه در ابعاد فني، حقوقي و سياسي پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي حاصل شد، مصداق ديگر نوع نگرش قدرت‌هاي جهاني نسبت به ايران است كه عمدتاً تا قبل از دولت نهم استراتژي تغيير رژيم از طريق ابزارهاي سخت مطرح بود و به طرق مختلف دنبال مي‌شد اما ديپلماسي دولت نهم به تدريج اين نگرش را متحول ساخت تا جايي كه برخي از اين كشورها از سياست تغيير رژيم خارج و به تغيير سياست در قبال ايران روي آورده‌اند.
باقري ادامه داد: در دوره‌هاي گذشته در مباني جمهوري اسلامي ايران و مباحثي تحت عنوان حقوق بشر، غرب همواره چالشگر بوده اما در اين دوره ما شاهد به چالش كشيده شدن بنيان‌هاي اصلي غرب بوديم و توانستيم استراتژي‌هاي دوگانه غرب را برجسته كرده و چهره واقعي غرب را تا حدودي نشان دهيم.
وي يكي ديگر از مصاديق موفقيت‌هاي ديپلماسي ايران را افزايش قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران در بين 3/1 ميليارد مسلمان جهان دانست، افزود: اگرچه به واسطه تسلط رسانه‌هاي غربي بر افكار عمومي خود نتوانستيم نفوذ عميقي بر آنها داشته باشيم اما در خصوص جهان اسلام و مسلمانان با قاطعيت مي‌توان گفت كه دولت نهم موفق شد موقعيت، پرستيژ، جايگاه و ارزش‌هاي جمهوري اسلامي ايران را به شدت ارتقاء دهد و نمونه بارز آن بيانيه گروه 8 بود كه تا به حال سابقه نداشت گروه 8 تلاش كند تا ايران وادار به شركت در اين اجلاس شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل در خصوص ضعف‌هاي ديپلماسي دولت نهم گفت: مي‌توان ضعف‌ها را در دو بخش خلاصه كرد، يكي اينكه عنصر حكمت در برخي موارد مورد نظر قرار نگرفت و دومين نكته را مي‌توان عدم شناسايي ظرفيت‌هاي جمهوري اسلامي ايران در همه جوانب دانست و مي‌توان گفت كه در مورد موفقيت‌هاي بدست آمده در يك اتاق فكر مبتني بر فرصت‌ها، قوت‌ها، ضعف‌ها و تهديدها تحليل لازم صورت نگرفته، زيرا اگر ما خوب ظرفيت سنجي مي‌كرديم هم در برخورد با تهديدات، استراتژي‌هاي مؤثرتري در پيش مي‌گرفتيم و هم هزينه‌هاي كمتري را در برخي موارد پرداخت مي‌كرديم.
باقري در پاسخ با سوالي مبني بر اولويت‌هاي دولت دهم در عرصه سياست خارجي گفت: موضوع نگاه به شرق يا غرب شايد استراتژي كاملي در عصر جديد نباشد، وقتي گفته مي‌شود نگاه به شرق بايستي جغرافياي شرق را در نظر داشته باشيم، درحالي‌كه ما ظرفيت و پتانسيل‌هاي قابل توجهي در همان دنياي غرب داريم.
وي ادامه داد: آمريكاي لاتين جزو دنياي شرق محسوب نمي‌شود، لذا بايستي از اين نوع مفاهيم فراتر رويم و نگاه ما بر اساس منافع اسلامي و ملي خودمان با توجه به فرصت‌ها و قوت‌هايي كه در اقصي نقاط جهان وجود دارد بهره‌برداري كنيم، بايستي به دنبال ظرفيت‌سنجي و ظرفيت‌سازي در ديپلماسي خود باشيم و مهمترين اولويت‌ كاري ديپلماسي دولت دهم بايستي تشكيل اتاق‌هاي فكر واقعي باشد كه كار آنها شناسايي ظرفيت‌هاي جمهوري اسلامي ايران و همچنين تهديدات باشد و بر اساس چنين اتاق فكري همواره استراتژي‌هاي سناريوساز طراحي شود تا اهداف و منافع ملي ارتقاء يافته و از تهديدات جلوگيري شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با اشاره به ظرفيت‌ بالاي جمهوري اسلامي در جهان اسلام گفت كه مي‌توان از اين ظرفيت به نحو احسن بهره‌‌برداري كرد و بايد توجه ما به سمت نقاط ضعف قدرت‌هاي جهاني سوق يابد.
باقري در خصوص رويكرد دولت دهم نسبت به رابطه با آمريكا نيز گفت: در خصوص آمريكا در دولت جديد اين سياست شفاف كه جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند با آمريكا تعامل داشته باشد مي‌بايست ابراز شود همانطور كه در دولت نهم اينچنين بود و همانطور كه رهبر معظم انقلاب موضوع رابطه با آمريكا را يك تابو تلقي نكردند و آن را مشروط دانستند، اين شروط از طرف دولت دهم بايد مورد توجه قرار گيرد.
وي با بيان اينكه ما نبايد مرعوب قدرتي شويم كه ستون‌هاي آن در حال فروپاشي است، ادامه داد: آمريكا داراي پاشنه آشيل‌هايي است كه جمهوري اسلامي ايران بايد آن‌ها را مدنظر قرار دهد و با توجه به آن نوع تعامل خود با آمريكا را تنظيم كند، اين كشور در عرصه‌هاي امنيتي منطقه به شدت به ايران نيازمند بوده و در داخل نيز دچار بحران اقتصادي است.
به گفته وي نشست اخير گروه 8 آشكار كننده ماهيت تغيير ‌قدرت در جهان است و ما بايد موضوع آمريكا را با همه ملاحظات جهاني و نوع فرآيند تغيير قدرت در جهان در نظر داشته باشيم و براساس آن نوع تعامل با آمريكا را تنظيم كنيم.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با اشاره به برنامه هسته‌اي ايران و با بيان اينكه در نگاه كلان اين يك موضوع پايان يافته است،‌گفت: نگاه جمهوري اسلامي ايران آنگونه كه مي‌خواست به اهداف خود نزديك شد، از جهت ديگر غرب نيز با توجه به شرايط موجود بين‌المللي قادر به فشار بيشتر براي تحميل اراده خود نيست لذا برنامه هسته‌اي ما نبايد در مذاكرات به عنوان يك موضوع تنها مورد بررسي قرار گيرد.
باقري ادامه داد: اساسا برنامه هسته‌اي ما درون يك منظومه سياست‌ها، رخدادها، رويدادها و پديده‌هاي سياسي است و اگر ما به فكر حل كردن موضوع هسته‌اي به عنوان يك مورد تنها باشيم يك خطاي بزرگ را مرتكب شده‌ايم، البته دولت نهم اين مسير را در پيش گرفت و موضوع هسته‌اي را در يك پكيج كلي مدنظر قرار داده است.
وي با بيان اينكه بخشي از كارشناسان جهان غرب و بسياري از دولت‌ها بر اين اعتقادند كه جمهوري اسلامي ايران حق داشتن فناوري هسته‌اي و به خصوص فناوري غني‌سازي اورانيوم را دارد، اظهار داشت: ايران بايد سياست‌هايي را در پيش گيرد كه اين ارزيابي كارشناسي در جهان غرب به سطوح مديريتي و تصميم‌گيري برسد و از اين طريق موضوع هسته‌اي ايران در شوراي حكام آژانس به حالت عادي برگردد.
اين استاد دانشگاه در خصوص اينكه ايران چه سياست‌هايي را در قبال كشورهاي اروپايي بايد در پيش بگيرد، گفت: عرصه سياست خارجي عرصه مبارزه و بازي است، اگرچه به لحاظ ديدگاه ايدئولوژيك جمهوري اسلامي ايران مي‌توان دولت‌ها را به طبقات مختلف تقسيم‌بندي كرد ولي در برخورد با دولت‌ها از جمله كشورهاي اروپايي برحسب نوع تعامل آنها و چگونگي سياست‌هايي كه با ما در پيش مي‌گيرند، سياست‌هاي خود را تنظيم كنيم.
باقري ادامه داد: دولت‌هاي اروپايي از اين زاويه در مقابل ايران يكسان عمل نمي‌كنند لذا جمهوري اسلامي ايران نبايد با يك سياست در مقابل آن‌ها رفتار كند، كشورهايي در اروپا هستند كه مشي راديكالي دارند همچون فرانسه و انگليس، اگر بدانيم كه آنها منافع زيادي در منطقه و حتي در ايران دارند، مي‌توان به گونه‌اي عمل كرد تا رفتارهاي آن‌ها را نيز تعديل كرد.
وي با ذكر اينكه مي‌توان كشورهاي اروپايي را به چند طبقه تقسيم كرد، افزود: كشورهايي كه داراي مشي راديكالي هستند، كشورهايي كه دو وجهي عمل مي‌كنند و دولت‌هايي كه خنثي عمل مي‌كنند و وارد مدار برخورد با جمهوري اسلامي ايران نمي‌شوند، مي‌توانند جزو اين طبقه بندي باشند.
اين كارشناس روابط بين‌الملل ادامه داد: ايران بايد سياست تغيير رفتار را در قبال كشورهاي راديكال در پيش گيرد كه اين سياست در شرايطي مي‌تواند به صورت نرم باشد و در شرايطي نيز برنامه‌هاي سخت‌تري در پيش گرفته شود، در برخورد با كشورهاي دو وجهي كه هر دو جانب را در نظر مي‌گيرند بايستي سياست‌هاي قاطعانه‌اي در پيش گرفت و آنها را به كشورهاي خنثي تبديل كرد.
باقري با بيان اينكه ارتباط ايران با اروپائيان علي‌رغم كينه‌توزي برخي از اين كشورها از ايران و يا مداخله‌گري‌هاي آنها در مسائل داخلي ايران بايستي با استفاده از ظرفيت‌هاي ديپلماتيك منطقه‌اي و جهاني باشد، افزود: مي‌توان به گونه‌اي هزينه مداخله در ايران را براي اين كشورها بالا برد كه آنها مجبور به تغيير رفتار خود در قبال جمهوري اسلامي ايران شوند.
وي سياست خارجي را روبرو شدن با سناريوهاي مختلف دانست و ادامه داد: اگر سياست خارجي هر كشوري ابتكار سناريوسازي را نداشته باشد، نمي‌تواند موفق شود و بايد در اين زمينه خيلي كار شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل آينده‌پژوهي را مهم ارزيابي كرد و افزود: آينده پژوهي يكي از روش‌هاي بسيار مهم در پيشبرد و تشخيص تحولات در آينده است و اگر ما پيشاپيش بتوانيم در مورد آينده حدس و گمان‌هايي داشته باشيم، مي‌توانيم با آمادگي بيشتري به سراغ آن رفته و اهداف خود را بيشتر و دقيق‌تر پيش ببريم.
باقري با بيان اينكه هر راهبردي كه در سياست خارجي به كار گرفته مي‌شود بايد مورد نقد و بررسي مداوم قرار گيرد، ادامه داد: دولت دهم مي‌تواند بخشي را تشكيل دهد كه سياست خارجي خود را مورد نقد و بررسي جدي قرار دهد، با ارزيابي دقيق نقاط قوت و ضعف راهبرد مدنظر دولت مي‌توان جايگاه جمهوري اسلامي ايران را ارتقاء داد.
وي توجه دولت دهم به گفتمان سازي در نظام بين‌الملل با توجه به مباني متعالي جمهوري اسلامي ايران را مهم ارزيابي كرد و اظهار داشت: در حوزه گفتمان سازي در جهان دولت دهم بايد نقش‌آفريني بيشتري داشته باشد و اين ميسر نخواهد شد مگر اينكه سياست خارجي دولت دهم بتواند از انديشه‌هاي خوب و مؤمن به انقلاب اسلامي بهره گيرد.
اين استاد دانشگاه در پايان خاطرنشان كرد: براي اين موضوع بايد حتماً فكري شود چرا كه جهان امروز در خلاء گفتماني قرار دارد و اگر اين خلاء به خوبي شناسايي شود، مي‌توانيم آرمان‌هاي متعالي خود را محقق سازيم.

هادي مجيدي كارشناس روابط بين‌الملل در گفتگو با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در ارزيابي خود از سياست خارجي دولت نهم و اولويت‌هاي سياست خارجي دولت دهم، گفت: تلاش دولت نهم در استفاده از امكانات ديپلماتيكي همچون استفاده از ابزار رسانه‌اي و يا ديپلماسي پنهان كه در دوره اصلاحات كار آمدي لازم را نداشتند، از ويژگي‌هاي سياست خارجي دولت نهم بود.
وي توجه به دو عنصر عزت و حكمت در تعامل با غرب را از ديگر ويژگي‌هاي دولت نهم دانست و افزود: در موضوع هسته‌اي اين عناصر مورد توجه قرار گرفتند كه حاصل آن زمينه سازي پذيرش فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران از سوي غرب بود.
مجيدي گسترش روابط با شرق و آمريكاي لاتين را از ديگر شاخصه‌هاي سياست خارجي دولت نهم برشمرد كه به طور جدي مدنظر دولت نهم قرار گرفت.
اين كارشناس روابط بين‌الملل گفت: اقتدار و استمرار در فعاليت‌هاي هسته‌اي مهمترين بخش سياست خارجي دولت نهم بود كه سياست‌هاي غرب در قبال ايران را بي‌تاثير كرد.
وي در عين حال يادآور شد كه دولت دهم بايد از اين نقطه عبور كرده و به تثبيت اين وضعيت بپردازد.
مجيدي تقويت ابزارهاي سياست منطقه‌اي را از ويژگي‌هاي ديگر دولت نهم خواند و يادآور شد: بخش مهمي از موفقيت‌هاي سياست خارجي دولت نهم را بايد در استفاده از اين ابزارهاي منطقه‌اي جستجو كرد.
اين كارشناس روابط بين‌الملل همچنين ضعف ساختاري در وزارت امور خارجه را از نقاط ضعف دولت نهم خواند و افزود: ساختارهاي سياست خارجي متناسب با جايگاه ما نبود و به همين جهت ما از تمامي ظرفيت‌هاي ايجاد شده نتوانستيم استفاده لازم را داشته باشيم.
مجيدي بخشي از اين ضعف‌ها را مربوط به توانمندي افراد دانست و افزود: گاهي رئيس جمهور تنها محور اصلي در سياست خارجي بود و عدم تسلط و هماهنگي رئيس جمهور با ساير نهادها از جمله نقاط ضعف دولت نهم در بخش سياست خارجي بود.
وي ادامه داد: عقبه ساختاري كه برنامه‌ريزي دقيق براي پيشبرد سناريوهاي سياست خارجي را بر عهده داشته باشد موضوعي مهم است كه در دولت دهم بايد به آن پرداخته شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل عدم استفاده از يك سياست پرقدرت در تعامل با شرق همچون روسيه و چين را از نقاط ضعف ديگر دولت نهم دانست و اظهار داشت: ادبيات و كليد واژه‌ها براي تعامل با اين قدرت‌ها از دقت لازم برخوردار نبود، در حالي‌كه از نگاه روسيه ما در اولويت‌ هفتم دكترين سياست خارجي روسيه هستيم، ما تلاش كرديم تا بدون ملاحظه همواره روابط خود را راهبردي قلمداد كنيم در صورتي‌كه چنين مفهومي از طرف روس‌ها پذيرفته شده نبود.
مجيدي ادامه داد: ما بايد يا زمينه‌هاي لازم براي شكل گيري روابط راهبردي با روسيه را فراهم كنيم و يا در سطح مناسبات با روسيه مبالغه‌اي صورت ندهيم و اگر سياست محاسبه شده‌اي در سياست خارجي شكل گيرد نيازي به هزينه‌هاي اضافي در تعامل با شرق نيست كه لازمه آن توازن بين ظرفيت‌ها و فرصت‌هايي است كه گاهي در غرب بوجود مي‌آيد.
وي در خصوص نحوه تعامل با آمريكا نيز گفت: تصور مي‌كنم كه ما بايد سياست رسانه‌اي را تقويت كنيم و از ناكارآمدي كه وضعيت فعلي رسانه‌هاي ما به ويژه در بخش خارجي وجود دارد رها شويم و در يك گام بلند اين رسانه‌ها را به ابزار قوي در جهت پيشبرد سياست خارجي تبديل كنيم.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با بيان اينكه نگاه به شرق، پيرامون و سپس غرب بايد در اولويت‌هاي ما قرار داشته باشد، افزود: در رابطه با كشورهاي غربي بايد تفكيك پذيري صورت پذيرد و متناسب با هركشور و نوع تعامل با جمهوري اسلامي ايران وضعيت‌هايي تعريف شود تا رفتار ما در قبال آنها مشخص باشد.
مجيدي در خصوص سياست خارجي دولت دهم در قبال برنامه هسته‌اي هم گفت: سياست دولت نهم را بايد در چارچوب ضوابط و مقررات آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ادامه و هيچگونه عقب نشيني نبايد صورت گيرد.
وي با ذكر اينكه در كنار اين فعاليت‌ها موضوع مذاكره بايد به نحو مناسبي در دستور كار قرار گيرد، اظهار داشت: اين مذاكرات صرفاً نبايد به موضوع هسته‌اي محدود شود و بايد قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي جمهوري اسلامي ايران مدنظر قرار گيرد.
اين كارشناس روابط بين‌الملل اظهارداشت: آمريكايي‌ها تلاش مي‌كنند تا موضوع هسته‌اي را با ديگر ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي ايران همراه كرده و بهبود وضعيت ايران در موضوعات مختلف را به پيشرفت در موضوع برنامه هسته‌اي گره بزنند، بنابراين تداوم فعاليت‌هاي هسته‌اي بايد با دقت و قدرت ادامه يابد ولي مذاكرات با غرب مي‌تواند به شرايطي كه براي جمهوري اسلامي ايران مطلوب‌تر است منجر شود.
مجيدي در خصوص نحوه تعامل ايران با كشورهاي اروپايي در دولت دهم گفت: كشورهاي اروپايي از يك انسجام موضع برخوردار نيستند و تنها چند كشور اروپايي، سردمدار مواضع اين كشورها هستند، در عين حال بين اين چند كشور اروپايي نيز تفاوت‌هايي وجود دارد.
وي ادامه داد: به عنوان مثال آلمان حاضر نيست سطح مبادلات تجاري خود با ايران را به سياست‌هاي انگليس گره بزند، اگر چه يك حداقل توافق بين سه كشور انگليس، آلمان و فرانسه در مورد ايران وجود دارد ولي تفاوت‌ها و تمايزاتي بين آنها در تعامل با ايران است و لذا با در پيش گرفتن سياست تفكيك پذيري مي‌توانيم سياست‌هاي بهتري در قبال آنها داشته باشيم، ضمن اينكه بايد از يكجانگري در قبال غرب پرهيز شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با اشاره به لابي صهيونيستي در آمريكا و اروپا كه تلاش مي‌كنند مذاكره با ايران را يك تعامل غير موفق جلوه دهند، اظهار داشت: تصور مي‌شود كه در بين نخبگان آمريكايي افراد زيادي وجود دارند كه تلاش‌ مي‌كند تا عقلانيت را به سياست‌هاي اوباما بازگردانند. بايد گفت كه اوباما گرفتار شرايط دوگانه در درون مراكز تصميم گيري‌هاست كه از يك سو به عقلانيت دعوت مي‌شود و از سوي ديگر به افراط گرايي دوره بوش، لذا ما در تعامل با آمريكا نيز بايد به اين شرايط و قابليت‌هاي درون سيستم تصميم‌گيري آمريكا توجه كنيم و متناسب با آن در تعامل با آمريكا و غرب دست به اقدامات مناسب بزنيم.
مجيدي در خصوص اقدامات لازم در دولت دهم جهت دستيابي ايران به جايگاه شايسته خود در محيط بين‌المللي گفت: من تصور مي‌كنم كه با توجه به منطق هزينه و فايده كه در تعامل با كشورهاي دنيا وجود دارد بايد از نقاط ضعف غرب و سياست‌هاي آن در سطح مختلف جهاني بهره برده و چالش‌هاي اصلي سياست‌هاي غربي در درون خود و در محيط بين‌المللي را مورد توجه قرار دهيم كه در اين راه نقش ديپلماسي رسانه‌اي و ابزارهاي ديپلماتيك ديگر پررنگتر خواهد شد.
وي ادامه داد: گام ديگر مربوط به سياست‌هاي انرژي است كه با شرايط موجود و نگاه به انرژي براي مصرف آن وجود دارد، ما بايد سياست‌هاي مناسبي را برنامه‌ريزي و به اجرا در آوريم به نحوي كه اقتصاد انرژي به عنوان بخشي از دستاوردهاي سياست خارجي قرار گيرد تا نتيجه آن ارتقاء جايگاه منطقه‌اي و بين‌المللي ايران ‌شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل گسترش روابط با شرق بر اساس برنامه‌ريزي‌هاي دقيق و پرهيز از نگاه به شرق بر اساس سياست‌هاي گذشته را از ديگر موارد ارتقاي جايگاه ايران دانست و افزود: بايد روابط با شرق را بر اساس منطق قابل استدلال و حفظ دستاوردهايمان پايه‌ريزي كنيم.
مجيدي حضور فعال جمهوري اسلامي ايران در مجامع بين‌المللي و برخورد فعال با بحران‌ها و چالش‌هاي جهاني را از جمله گام‌هايي برشمرد كه موجب ارتقاي جايگاه ايران اسلامي خواهد شد.
وي در عين حال افزود: در بحران مالي غرب هنوز سياست خارجي ما به يك جمع‌بندي كامل نرسيده و از ظرفيت‌هايي كه اين بحران در اختيار ما قرار داده بهره كافي برده نشده است، همچنين در بحران‌هاي سياسي، امنيتي و نظامي در نقاط مختلف دنيا تلاش در جهت دخالت فعال وجود ندارد در صورتي‌كه ظرفيت، امكانات و شرايط جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند رسيدن به اين موقعيت را براي ما فراهم آورد.

مولانا: توسعه دكترين عدالت خواهي سرلوحه سياست خارجي دولت دهم قرار گيرد

حميد مولانا استاد روابط بين‌الملل و موسس برنامه عالي ارتباطات جهاني در دانشگاه امريكن واشنگتن در گفتگو با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در خصوص اولويت‌هاي سياست خارجي دولت دهم سخن گفت.
وي در اين خصوص به رابطه دولت دهم با آمريكا پرداخت و گفت كه اوباما نشانه‌هاي مثبتي از خود در قبال ايران نشان داد، از جمله اينكه او چندين بار تمايل خود را به انجام گفتگوها با مسئولين ايراني اعلام كرده و افزود كه حاضر است بدون هيچ گونه شرايطي با احمدي‌نژاد چهره به چهره صحبت كند، اما تا به امروز قدم اساسي كه حكايت از تغييرات بنيادين در ديدگاه‌هاي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران مشاهده نشده است.
مولانا با بيان اينكه اظهارات اخير اوباما در قبال انتخابات رياست جمهوري ايران محيط و جو سياسي تيره‌اي را بين دو كشور ايجاد كرده است، افزود: به عقيده من ايران نمي‌تواند اين تناقضات را بيش از اين تحمل كند، جريانات اخير پس از انتخابات بايد به دولتمردان آمريكا ثابت كرده باشد كه در مورد ايران كاملا در اشتباه بوده‌اند.
اين استاد روابط بين‌الملل خاطرنشان كرد كه اين موضوع در مورد اتحاديه اروپا به ويژه كشورهاي آلمان، فرانسه و انگليس نيز صادق است.
وي همچنين به موضوع هسته‌اي ايران اشاره كرد و اظهار داشت: در مورد فعاليت‌هاي صلح‌آميز و مشروع هسته‌اي ايران نيز مطمئن هستم كه جمهوري اسلامي ايران به همكاري خود با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ادامه خواهد داد.
مولانا با ذكر اينكه موضوع هسته‌اي ايران بسته و خاتمه يافته است، افزود: ما در دو حوزه فني و حقوقي همكاري‌هايي را با آژانس انجام داده‌ايم و به هيچ وجه حاضر نيستيم اين مسائل را با مشكلات سياسي كه ممكن است آمريكا و كشورهاي ديگر در دستور كار خود داشته باشند مخلوط كنيم.
وي با اشاره به دوربين‌هاي آژانس كه در تاسيسات هسته‌اي ايران كار گذاشته شده‌اند و همچنين همكاري همه جانبه مقامات كشورمان با بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گفت: اتحاديه اروپا و آمريكا نمي‌توانند بدون سند و مدرك انگيزه‌هاي ما از دنبال كردن برنامه هسته‌اي را زير سوال ببرند و بايد گفت كه اختلافات ما فني و حقوقي نيست بلكه همه اختلافات بر پايه حدس و گمان غرب نسبت به ما شكل گرفته است.
استاد دانشگاه امريكن واشنگتن در خصوص تهديدات رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي نيز با بيان اينكه اين رژيم امروز در بدترين شرايط سياسي، نظامي و اقتصادي قرار دارد و در جايگاهي نيست كه جرات حمله يا ضربه به ايران را داشته باشد، اظهار داشت: آنها مي‌دانند كه در اين خصوص با عكس‌العمل شديد و قاطعانه ايران روبرو خواهند شد كه حاصل آن چيزي جز افسوس و پشيماني براي اين رژيم نخواهد بود، ايران براي منطقه خطري ندارد بنابراين اميدوارم تحريم‌ها و تهديدات بيشتر شايعاتي بيش نباشد.
مولانا گاز طبيعي، نفت و انديشه‌هاي نوآور انساني و اسلامي و مردم‌سالاري را بهترين سرمايه‌هاي ايران برشمرد و افزود: ما از جنبه گاز طبيعي و نفت دست بالا را داريم و از طرفي كشورهاي چين، هند و اتحاديه اروپا به اين منابع نيازمندند.
وي با ذكر اينكه انديشه‌هاي اسلامي و انساني بهترين صادرات جمهوري اسلامي ايران است، افزود: غرب در سي سال گذشته فقط به نفت، گاز و كشور ما طمع نداشته بلكه نگران انديشه‌هاي جمهوري اسلامي ايران است، يعني همان جريان فكري كه پس از انقلاب آغاز شد.
اين استاد روابط بين‌الملل با اشاره به اينكه هيچ مشكلي در خاورميانه بدون حضور ايران حل نخواهد شد و بسياري از كشورها نيز به اين نتيجه رسيده‌اند، ادامه داد: آمريكا و اتحاديه اروپا اگر عاقل باشند بايد در مسير تعامل با ايران گام بردارند و نه در مسير تضعيف نظام و اميد به وصول آرزوهاي خيالي و غير واقعي خود.
مولانا گفت: چهار سال آينده بهترين فرصت براي اتحاديه اروپا با ايران است تا از طريق تعامل و همكاري با ايران دريچه روابط نوين خود را با دنياي اسلام باز كنند.
وي لازمه آغاز اين روابط را اراده سياسي و شجاعت روساي دولت‌هاي غربي دانست و يادآور شد: ايران به يك قدرت منطقه‌اي و جهاني تبديل شده و احمدي‌نژاد پس از چهار سال فعاليت‌هاي موفقيت‌آميز در عرصه بين‌المللي به يك سياستمدار با تجربه و مورد قبول و محبوب در سطح جهاني ارتقا يافته است.
موسس بنياد فرهنگي مولانا افزود: احمدي‌نژاد در چهار سال آينده روي سرمايه‌ها و اندوخته‌هاي خود عمل خواهد كرد.
مولانا ادامه داد: رهبران غرب بايد طلسم خودگرايي و تعصبات دو قرن اخير خود را بشكنند چرا كه در غير اينصورت با بحران‌هاي بي‌سابقه در آينده مواجه خواهند شد، آمريكا بايد روش ماكياولي را كنار گذاشته و با صداقت با ايران وارد مذاكره شود زيرا منافع مردم آمريكا در اين امر است.
وي اظهار داشت: آمريكا و غرب بايد سعي كنند كه در اين آزمايش تاريخي موفق شوند، تضعيف و براندازي جمهوري اسلامي ايران از نظر نظامي، اقتصادي و يا رواني غيرممكن است.
اين استاد روابط بين‌الملل با تاكيد بر اينكه شيوه انقلاب مخملي و تغيير رژيم در ايران با شكست مواجه شده و خواهد شد، اظهار داشت: دو دليل براي اين شكست وجود دارد، اول اينكه تغيير نظام در كشورهاي ديكتاتوري، غيرمردمي و تك حزبي امكان پذير است و دومين دليل اين كه براي براندازي نظام بايد يك نقشه و الگوي جايگزين براي حكومت وجود داشته باشد در صورتي‌كه در ايران هيچ الگوي غيربومي مورد قبول نيست.
مولانا وظايف دولت دهم را بر چهار محور دانست و افزود: تدوين و توسعه منشور يا دكترين عدالت ‌خواهي و تعامل سازنده كه در چهار سال گذشته مبناي كار دولت نهم بوده و بسيج هر چه بيشتر ملت‌ها و دولت‌ها در حمايت از برقراري صلح و امنيت در منطقه و سطح جهاني و مبارزه عليه هرگونه سلطه‌گرايي و كوشش در جهت اصلاح سازمان‌هاي بين‌المللي از اولين محورهاي ديپلماسي دولت دهم است.
وي گسترش و توسعه روابط سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي با همه كشورها بر مبناي مساوات و احترام متقابل بويژه با كشورهاي اسلامي و قدرت‌هاي جديد همچون هند، چين و برزيل و همچنين كشورهاي آمريكاي لاتين را از محورهاي بعدي دانست كه بايد مورد توجه دولت دهم قرار گيرد، و اظهار داشت: تحول اساسي و بنيادين در كادر وزارت خارجه و به طور كلي نهادهايي كه مسئول اجراي سياست خارجي و ديپلماسي ما هستند به ويژه امور تحقيق، پژوهش و آموزش از محورهاي ديگري است كه بايد مورد توجه دولت دهم قرار گيرد.
استاد دانشگاه امريكن واشنگتن توانمند كردن زيرساخت‌هاي رسانه‌اي و ارتباطي را از موضوعات مهمي كه بايد در دولت دهم مورد توجه قرار گيرد و افزود: رسانه‌هاي ما بايد در جهت اطلاع رساني و بسيج افكار عمومي بين‌المللي بويژه نخبگان و مبارزه با هرگونه شبهه‌افكني بيگانگان و روشنگري در ادامه اهداف و ارزش‌هاي جمهوري اسلامي ايران حركت كنند.
مولانا با ذكر اينكه اوضاع بين‌المللي در يك دهه گذشته و حتي چهار سال گذشته تغيير يافته است و ما بايد خود را براي آينده آماده كنيم، اظهار داشت: اهميت انديشه‌ و فرهنگ در روابط بين‌الملل، دگرگوني قدرت در عرصه بين‌المللي، دگرگوني و بحران اقتصادي، ظهور رهبران جديد در دنيا، تحولات تكنولوژي و فناوري و بيداري هر چه بيشتر افكار عمومي از مواردي است كه تحولات در عرصه جهاني را ملموس كرده است.
وي با تاكيد بر اينكه آمريكا در عرصه بين‌المللي بايد از تكبر و ديكته كردن سياست‌ به ديگران خودداري كرده و احترام متقابل را حفظ كند، افزود: آمريكا هوشمندي، تجربه و شناخت خود را از علوم تجربي و طبيعي متوجه علوم فرهنگي و انديشه‌هاي ديگر كند، زيرا پيشرفت‌هاي آمريكا بيشتر در اين عرصه بوده ولي در استفاده از منابع علوم انساني و انتقال آنها به عرصه سياست‌گذاري موفق نبوده‌ است.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با اشاره به ورود كشورها به يك دوره مهم انديشه و فرهنگ، گفت: اتفاقات مهم آينده در امور فني و تكنولوژي نيست بلكه در حوزه فكر و انديشه خواهد بود و از جنبه غيرمادي انتظارات مردم بالا مي‌رود بنابراين صحنه فكر و انديشه وسيع‌تر خواهد بود.
مولانا با بيان اينكه غرب امروز در يكي از بحراني‌ترين مراحل تفكر و انديشه قرار دارد، ادامه داد: اين بحران تكيه غرب بر روي مسائل فني بوده و نه انديشه و فرهنگ، اين بحران را مي‌توان خلاء گفتماني ناميد.
وي با اشاره به انتشار مطالب فراوان پيرامون پايان تاريخ و ايدئولوژي در غرب تاكيد كرد: اين پايان تاريخ يعني پايان ايدئولوژي غربي چراكه انديشه و ايدئولوژي در نقاط ديگر دنيا آغاز شده، در حالي‌كه الگوها و ايده‌هاي غربي آسيب ديده و بسياري از آنها در حال فروپاشي است.
موسس بنياد فرهنگي مولانا با بيان اينكه اگر اوباما از خود ابتكار، شجاعت و اراده سياسي نشان ندهد، تغييرات دنيا او را با خود خواهد برد، افزود: بدون شك در آينده دنياي غرب شاهد عصيان‌هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي خواهد شد.
مولانا يكي از مشكلات كشورهاي اسلامي را ضعف حضور فعال در سازمان‌هاي غيردولتي منطقه‌اي و بين‌المللي دانست،‌ افزود: ما بايد مبتكر ايجاد سازمان‌هاي غيردولتي اسلامي شويم و در سازمان‌هاي غيردولتي بين‌المللي شركت فعال داشته باشيم چرا كه اگر اين كار انجام نگيرد غرب همواره دست بالا را خواهد داشت.
وي در خصوص رابطه ايران و روسيه هم با بيان اينكه روس‌ها از جنبه تاريخي همواره به اروپا و آسيا توامان نگاه كرده‌اند، اظهار داشت: روسيه در ده سال گذشته توانسته هويت خود را بازيابي كند و آنها جابجايي قدرت‌ در نظام بين‌الملل را درك كرده‌اند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به نفوذ جمهوري اسلامي ايران از طريق جمهوري‌هاي آسياي مركزي كه اكثراً مسلمان هستند، ادامه داد: علاقه زياد روس‌ها براي دسترسي به آب‌هاي گرم خليج فارس و منابع گاز و نفت عظيم از حوزه‌هاي مرتبط با دوكشور ايران و روسيه است و اين دو كشور مي‌توانند در بهره‌برداري از تحولات بين‌المللي نيروهاي خود را بسيج كنند.

صادق كوشكي كارشناس روابط بين‌الملل در گفتگو با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در ارزيابي خود از سياست خارجي دولت نهم و اولويت‌هاي سياست خارجي دولت دهم، با بيان اينكه سياست خارجي دولت نهم روندي متفاوت با سال‌هاي قبل داشته است، گفت: مهمترين تفاوت در اين است كه دولت نهم از لاك دفاعي بيرون آمد، يك بازيگري فعال را به نمايش گذاشت و از يك كشور كنشمند به يك كشور كنشگر تبديل شد.
وي به برخي نقاط ضعف سياست خارجي دولت نهم اشاره كرد و گفت: نداشتن تعريف دقيق از اصول، مباني و راهبردهاي سياست خارجي از سوي دولت نهم و فقدان اين تعريف موجب اين شد كه جامعه نيز در خصوص سياست خارجي دولت نهم با سر درگمي‌هايي روبه رو شود اگر اين مفاهيم در جامعه انعكاس مي‌يافت، جامعه در خصوص برخي حركت‌هاي دولت نهم دچار شگفتي نمي‌شد.
اين استاد دانشگاه نامه‌ احمدي‌نژاد به بوش و نامه تبريك به اوباما را جزو اين موارد دانست و افزود: در مورد رابطه با مصر نيز كه تا حدودي وادادگي در آن مشهود بود ناشي از همين سردرگمي سياست خارجي در خود دولت است.
كوشكي ناهماهنگي بين رئيس جمهور و ساير اركان سياست خارجي را از ديگر نقاط ضعف دولت نهم خواند و اظهار داشت: وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات، صدا و سيما و حتي وزارت بازرگاني با رئيس جمهور در عرصه سياست خارجي بعضا هماهنگ نبودند كه باعث شد كليت دولت در مورد مسائل سياست خارجي موضع واحدي نداشته باشد.
وي افزود: عموما افرادي كه در بدنه سياست خارجي فعاليت مي‌كردند نيروهايي بودند كه در دولت‌هاي قبلي هم حضور داشتند، اين نيروها تفكرات دولت‌هاي قبلي را مي‌پسنديدند و مجري موضع انفعال در سال‌هاي گذشته بودند اما اينك از همان افراد براي سياست خارجي فعال استفاده شد كه اين امر امكان پذير نبود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با بيان اينكه بار سياست خارجي در بسياري مواقع بر دوش وي بود، ادامه داد: رئيس جمهور صرفاً با استفاده از توانمندي‌هاي شخصي خود تلاش مي‌كرد تا سياست خارجي را رهبري و مديريت كند، در حالي‌كه توانمندي و تخصص كافي را نداشت و كمتر مشاهده شد كه به طور جدي از همفكري و مشاوره كارشناسان متخصص و متدين استفاده كند.
كوشكي افزود: موضوع هولوكاست كه از سوي رئيس جمهور مطرح شد، مي‌توانست نقطه قوتي براي ما باشد و طرف مقابل را به انفعال و آن را وادار به پاسخگويي كند كه تنها از طرف رئيس جمهور دنبال شد و ساير ارگان‌هاي سياست‌ خارجي فعاليتي نداشتند.
وي در خصوص اولويت‌هاي دولت دهم در عرصه‌ سياست خارجي گفت: سياست گذاري كلان در حوزه نظام بين‌الملل در قانون اساسي مشخص است و رئيس جمهور سوگند ياد كرده كه همين موضوعات را پيگيري و دنبال كند، روابط عزتمندانه با جهان اسلام و كشورهايي كه استقلال ما را محترم مي‌دارند و گسترش انقلاب در سطح جهان، اولويت‌هاي هميشگي ماست.
اين استاد دانشگاه مقابله با استكبار و صهيونيستم، مقابله با فتنه‌جويي‌هاي منطقه‌اي، مقابله با سياست‌هاي جهاني عليه ايران، تلاش براي يارگيري در سراسر جهان، تلاش براي حضور موثر در عرصه بين‌المللي، تلاش براي ايجاد حركت‌هاي موثر منطقه و تلاش كلي براي ايجاد يك موازنه به نفع جهان اسلام را از مصاديق سياست خارجي دولت دهم دانست كه در قانون اساسي نيز ذكر شده است.
كوشكي در خصوص نگاه دولت نهم به شرق گفت: ما روابطي با شرق همچون چين داشتيم كه اين روابط از سال‌هاي گذشته و پس از انقلاب اسلامي وجود داشته، حتي با روسيه نيز اين گونه است، اينكه روابط ايران، روسيه و چين در دولت نهم عميق‌تر شد را نمي‌توان قبول كرد چرا كه از گذشته اين روابط وجود داشته است.
وي افزود: از گذشته همواره افرادي در خصوص روابط با شرق بيش از حد خوشبين بوده‌ و تصور مي‌كردند كه اين روابط مي‌تواند ما را در مقابل غرب تضمين كند و اين موضوع تنها منحصر به دولت نهم نيست.
اين كارشناس روابط بين‌الملل شاخصه دولت نهم را ورود به حلقه منافع غرب يعني حوزه آمريكايي لاتين دانست و ادامه داد: آمريكاي لاتين به طور سنتي حيات خلوت آمريكا بود و حضور ايران در اين منطقه را مي‌توان يك حركت نوين قلمداد مرد كه آن را بايد به نام دولت نهم ثبت كرد.
كوشكي پيرامون رابطه دولت دهم با آمريكا با اشاره به عدم تغيير در الگوهاي ثابت انقلاب اسلامي گفت: در مورد رابطه با آمريكا امام (ره) يك پيش شرط داشته‌اند كه هر دولتي بخواهد با اين كشور رابطه داشته باشد بايد به آن توجه كند و محور اين شرط پايين آمدن آمريكا از موضع ابرقدرتي و احترام دو جانبه به ايران و همچنين عدم دخالت در امور ايران است كه آمريكا حاضر به پذيرفتن اين شروط نيست.
وي افزود: آمريكا خود را قدرت برتر در مقابل تمام دنيا مي‌داند و تا زمانيكه اين شروط پذيرفته نشود رابطه با آمريكا نه به نفع ماست و نه كسي حق دارد چنين حركتي را طراحي و اجرا كند و اگر غير از اين باشد كساني كه تلاش كنند با اين كشور رابطه داشته باشند خائن به انقلاب و ملت خواهند بود.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه آمريكا در طول سي سال گذشته خسارت‌هاي زيادي به ما وارد كرده و اگر بخواهد با ما رابطه داشته باشد بايد به طور جدي وارد شده و خسارت‌هاي ما را جبران كند، تاكيد كرد: برنامه هسته‌اي ايران موضوعي داخلي است و ارتباطي به آمريكا ندارد.
كوشكي با اشاره به اظهارات اوباما پيرامون تغيير در روابط بين دو كشور گفت: هيچ تغييري به معناي واقعي از سوي اوباما مشاهده نشده، اوباما به دنبال ترميم وجهه مخدوش شده آمريكا در 8 سال گذشته است.
وي با بيان اينكه اوباما هنوز از گزينه نظامي روي ميز خود ياد مي‌كند، اظهار داشت: به همين دليل است كه نامه تبريك احمدي‌نژاد به اوباما يك حركت عجولانه است چرا كه حتي اوباما را مي‌توان از بوش خطرناك‌تر دانست.
اين كارشناس روابط بين‌الملل در خصوص سياست دولت دهم در موضوع هسته‌اي گفت: در حوزه فني اينكه چه تعداد سانتريفيوژ داشته باشيم به متخصصان علمي كشور مربوط مي‌شود، اما بعد ديگري نيز در مورد دخالت دنياي استكبار در برنامه هسته‌اي ايران و نظر دادن پيرامون آن است كه اين يك دخالت آشكار در امور داخلي ايران است در حالي‌كه ايران يك كشور مستقل است.
كوشكي با اشاره هزينه‌هاي زياد جمهوري اسلامي ايران براي كسب استقلال خود گفت: دولت دهم بايد اين موضوع را به تمام دنيا تفهيم كند كه ايران هيچگونه دخالت در امور داخلي خود را نمي‌پذيرد و اجازه دخالت نيز نخواهد داد، موضوعي كه در دولت‌هاي قبلي زياد به آن پرداخته نشد.
وي پيرامون روابط با كشورهاي اروپايي با بيان اينكه ما نبايد به دنبال قطع رابطه باشيم اما رابطه متقابل براي ما بايد به عنوان يك اصل باشد، افزود: اگر كشورها به حاكميت ما احترام بگذارند ما نيز اين كار را خواهيم كرد و اگر غير از اين باشد و مشخص شود كه عناصر هر كشوري در امور داخلي ما دخالت مي‌كنند، بايد پاسخگوي اعمال خود باشند.
اين استاد دانشگاه با ذكر اينكه لازم نيست در مقابل رفتارهاي خلاف ادب آنها پاسخ‌هاي ديپلماتيك داده شود، تصريح كرد: عكس‌العمل ما بايد همانند رفتارشان باشد و اين موضوع در آموزه‌هاي ديني ما نيز آمده است، موضوع احضار سفرا و تذكر به آنها در دولت نهم يك رفتار مثبت بود كه مي‌تواند به يك اصل و نه يك رفتار موردي تبديل شود.
كوشكي در خصوص رابطه ايران و مصر نيز خاطرنشان كرد: هر قدر كه مردم، تاريخ و فرهنگ مصر بزرگ و غني است، دولت آن يك دولت حقير است و هيچ تناسبي با مردم اين كشور ندارد.
وي با بيان اينكه دولت فعلي كمترين جايگاهي در بين مردم خود ندارد و بيش از آنكه نماينده مردم كشورش باشد كارگزار آمريكا و رژيم صهيونيستي است، اظهار داشت: همانطور كه امام نيز اعلام داشتند ما بايد به دنبال رابطه با ملت مصر باشيم چرا كه دولت مصر حتي به منافع ملت خود نيز نمي‌انديشد و رابطه داشتن با چنين دولت حقيري هيچ كمكي به ما نمي‌كند.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با ذكر اينكه سياست‌هاي اخير دولت مصر در قبال حزب‌الله و جنگ غزه اين دولت را به صورت مزدور رژيم صهيونيستي نشان داد، افزود: اين موضوع را بايد يادآوري كرد كه رابطه با مصر وهن جمهوري اسلامي است.
كوشكي با اشاره به توانايي ارتباط با مردم مصر از طريق ابزارهاي رسانه‌اي در عرصه فرهنگي و فكري، اظهار داشت: مي‌توان با مردم مصر رابطه داشت اما دولت مصر در اندازه رابطه با جمهوري اسلامي ايران نيست.
وي افزود: ما با بسياري از كشورهاي جهان در ارتباط هستيم كه سياست‌هاي آنها را نمي‌پذيريم اما اين كشورها حداقل شانيتي را دارند و شان رئيس جمهور ما اين نيست كه در كنار حسني مبارك در اجلاس قاهره حضور يابد.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با بيان اينكه جدي نگرفتن دولت مصر بايد از سوي دولت دهم نيز ادامه يابد، ادامه داد: فشار به دولت مصر بايد از سوي دولت دهم نيز ادامه يابد تا اين دولت رفتار گستاخانه خود در مقابل ايران را اصلاح كند.
كوشكي با اشاره به لزوم وجود يك اتاق فكر در دولت دهم گفت: دراين راستا بايد از دانشگاه‌ها نيز استفاده شود و از نقدهاي دقيق هر چند تند براي رفع نقاط ضعف استفاده شود.
وي با ذكر اينكه در نهادهاي سياست خارجي ما بايد مجموعه‌اي از متخصصين در امور مختلف كشورها شكل بگيرد و اين متخصصين نشست‌هاي دائمي داشته باشند، اضافه كرد: جمع‌بندي اين نشست‌ها بايد در اختيار رئيس جمهور قرار بگيرد تا نتايج اين اتاق فكر‌ها عملياتي شود.
اين استاد دانشگاه با ذكر اينكه هر قدر كه ما قدر و قيمت خود را بهتر بشناسيم، به همان ميزان رفتار ديگران با ما بهتر خواهد شد،‌ اظهار داشت: وقتي اين اتفاق افتاد جهان به اين نتيجه مي‌رسد كه به ما احترام بيشتري بگذارد.
كوشكي با بيان اينكه يكي از نقاط ضعف در طول سال‌هاي گذشته بي‌اعتنايي دولت‌ها به حفظ حقوق و احترام ايراني‌ها در خارج از كشور است، يادآور شد: دولت‌هاي پس از جنگ در اين نقيصه مشترك هستند كه هيچ تلاشي را براي حفظ شخصيت و هويت ايراني در خارج از كشور انجام نداده‌اند.
وي در پايان گفت: وقتي در اين زمينه جدي وارد عمل شويم، طرف‌هاي مقابل هم متوجه خواهند شد كه بايد به هر ايراني احترام بگذارند كه در اين خصوص بايد سياست‌هاي مدوني داشته باشيم و عقلاني و عالمانه رفتار كنيم تا احترام بيشتري متوجه شهروندان ما در تمام دنيا شود.